در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۹۷       ساعت ۱۳:۵۳       ۲۰۰ بازدید


خلاصه خبر :
دور الشيعه في احياء الاثار النبويه

سی و يكمین نشست علمی پژوهشی «دور الشيعه في احياء الاثار النبويه»

حجت الاسلام و المسلمين شيخ جعفر طبسي  ـ 8 / 9 / 96

بسم الله الرحمن الرحيم

عزيزان حاضر توجه داريد از موضوعات بكر و بديع در حوزه تخصصي رجال شيعه شناخت و شناسايي رجال شيعه در منابع حديثي اهل‌سنت است، اي موضوع آنقدر اهميت داشت و مي‌طلبيد كه فاضل ارجمند استاد معظم جناب حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمدجعفر طبسي آستين بالا زده و به اين امر همت بگمارند و خلأ وجودي چنين كتابي را پر نمايند. اما در ضرورت و اهميت اين دغدغه‌مندي بايد دانست كه اين شيعه بوده و هست كه اولاً و بالذات حافظ آثار نبوت بوده كه سند محكم اين ادعا چنانچه در مقدمه‌ي كتاب ارزشمند استاد طبسي آمده است وجود چندين موسوعه و مجامع حديثي براي شيعه است كه در آنها تنها به نقل حديث اكتفا نشده بلكه به معضلات و مشاكل حديث نيز توجه شده و در اين ميان به سؤالات متنوع و گوناگون در زمينه قواعد و اصول، اقسام و اوصاف، مصطلحات و دلالات الحديثيه پاسخ گفته شده است.

شيعه از علوم الحديث نيز در طول تاريخ غفلت نكرده، كتب و رسائلي را در اين زمينه گردآوري كرده كه در آنها از مدح و توثيق راوي، تا جبر و تضعيف روات و اينكه چه كساني روايت‌شان مقبول و چه كساني و با چه ويژگي‌هايي روايت شان مردود است را ما از علماي متقدم و متأخر شيعه داريم.

اما بايد به اين نكته دقيق و ظريف توجه داشت كه شيعه نيز مانند اهل‌سنت بر اين باور است و اصرار دارد كه سنت نبوي حجّت است و باورمندي شيعه بر اقتران سنت نبوي با قرآن اظهر من الشمس است و اين سنت نبوي است كه تبيين قرآن، تفسير احكام آن، توضيح مجمل و متشابه و ناسخ و منسوخ آن را بر عهده دارد و كلام آخر آن كه نقش شيعه در احياء آثار نبوت ما از زبان صادق آل محمد كه در حق چنين رجالي از شيعه فرمود لا يزال ينفون عنها و الدين تحريف الغالين و ابطال المبطلين، هميشه اينها بوده‌اند كه حافظ و نگهبان دين از تحريف غلات و اهل‌باطل اين بزرگواران از دين حفاظت و حراست كرده‌اند.

راستي چگونه است كه شيعه متهم مي‌شود كه اهتمامي به حفظ و حراست از تراث نبوي نداشته. چگونه اين اتهام به شيعه رواست كه به تعبير جناب شيخ اعظم انصاري در كتاب فرائد الاصول مي‌فرمايد تلك الروايات، رواياتي كه رجال شيعه نقل كردند اساس الدين و بها قوام شريعة سيد المرسلين از كار بزرگ و سترگي است كه رجال شيعه با زحمات و تلاش فراوان توانستند اين اساس دين و قوام شريعت سيد المرسلين را حفظ و حراست كنند.

بايد در حق اين رجال شيعه كه چنين كار بزرگ و عظيمي را انجام داده‌اند از كلام امام صادق بشنويم كه حديث به نقل از جميل بن دراج طبق نقل رجال كشي و رجال شيخ طوسي كه مي‌گويد سمعت ابا عبدالله عليه السلام يقول بشّر المخبطين بالجنة، ؟؟؟ مرادي و محمد بن مسلم و زراره، نجباءٌ امناء الله علي حلاله و حرامه لو لا هؤلاء إن قطعت آثار النبوه و اندرست، اين بهترين تجليل در حق رجال شيعه مي شنويم. در پايان هم در اينجا از تلاش علمي و مجدانه استاد معظم جناب حجت الاسلام طبسي در استخراج اسامي رجال شيعه در اسانيد صحاح سته بايد تقدير و تجليل به عمل آيد و اين كار بزرگ ايشان حكايت از اين امر دارد كه در مصادر حديثي اهل‌سنت حضور 140 رجل از رجال شيعه نقل پررنگي است كه دسيسه‌ها و وارونگي‌ ذهنيت‌هاي آلوده برخي از جمله جوزجاني نمي‌تواند آسيبي به اين حضور جدي وارد آورد. چنين شخصي و امثال او كه به تعبير خود استاد كه در مقدمه كتاب فرمودند اول من فتح باب الطعن و الجبر لروات اهل الكوفة به وسيله همين شخص صورت گرفته، اين جوزجاني همان كسي است كه در منابع اهل‌سنت مي‌خوانيم كان شهيد الميل إلي مذهب اهل دمشق في ال؟؟؟ علي علي توقع بيش از اين نمي‌رود.

تقدير و تشكر از استاد معظم و اين بزرگوار كه در طي ساليان حضور در مركز تخصصي ائمه اطهار در بيان و بنان سعي در توسعه و ترويج پژوهشهاي روش‌مند در حوزه كلام و رجال داشته‌اند و اين كار علمي و منهجي كه ايشان انتخاب كرده‌اند حقيقتاً الگوي شايسته‌اي براي همه‌ي دانش پژوهان و تلاش گران در عرصه كارهاي تحقيقي است و كار ايشان نشان مي‌دهد كه كارهاي بر زمين مانده‌ي فراواني در حوزه‌هاي مختلف از قبيل كلام، رجال، علوم حديث، تفسير و غيره وجود دارد و بايد گفت عزيزان حاضر در اين جلسه اين علوم هل من مبارز مي‌طلبند.

والسلام عليكم و رحمة الله

 

***

بسم الله الرحمن الرحيم

هنوز چيزي از سالروز امامت حضرت بقية الله الاعظم (عج) نگذشته، پيشاپيش سالروز ميلاد نبي مكرم اسلام را هم محضر برادران عزيز و سروران معظم تبريك و تهنيت عرض مي‌كنم و اجازه مي‌خواهم اول از برادران عزيز در مركز تخصصي فقه ائمه اطهار تشكر خودم را اعلام كنم از اينكه اين فرصت را به حقير فقير ناچيز بي‌بضاعت دادند تا مقداري در رابطه با اين موضوع مهم صحبت كنم.

مسئله بسيار مسئله‌ي كليدي و حياتي است، گاهي مي‌بينيم دارند شيعه را متهم مي‌كنند به چيزي كه عكس آن ثابت است، شيعه متهم مي‌شود به اينكه به حديث توجه ندارد، من ديدم بعضي كتاب‌هاي سلفي‌ها و جوجه وهابي‌ها را كه در رابطه با اين موضوع چقدر دارند كم‌لطفي مي‌كنند، مي‌گويد اصلاً شيعه در حديث نقش ندارد هر چه هست مال ماست، همين بنده را وادار كرد 20 سال قبل دست به قلم ببرم و اين اتهام را پاسخ بدهم. يكي از دوستان مي‌گفت در شبكه‌هاي وهابيت وقتي كه وارد مي‌شوم مي‌بينم تكه‌هايي از كتاب‌ تو مي‌آورند و به اصطلاح نقد مي‌كنند گفتم خيلي خوب است، خود نقد دليل بر اين است كه اينها از اين موضوع سوخته‌اند، بنده در مقدمه كتاب به يك نكته‌ي مهم اشاره كردم كه الآن تفصيلش را محضر شريف‌تان عرض مي‌كنم.

در مقدمه كتاب به اين نكته اشاره كردم كه صحاح ست شما اقوي دليل است بر اينكه مدعاي ما درست است، مدعا چيست؟ مدعا اين است كه شيعه در حديث بر ديگران پيشگام‌تر است، من نمي‌خواهم در اين كتاب يا در اين نشست كار ديگران را زير سؤال ببرم، آنها هم در حديث كار كردند آدم نبايد بي‌انصافي كند بالأخره بخاري نوشته شده، مسلم نوشته شده، ابي داود نوشته شده، ابن ماجه نوشته شده، ترمزي نوشته شده، اينها هست و اينها را هيچ كس منكر نيست اما بحث اين است كه چرا به خود اين اجازه را مي‌دهيد كه اين دروغ را به طرفداران مكتب اهل‌بيت وارد كنيد بگوئيد اينها به حديث توجه ندارند، اين يك اتهام است كه الآن ثابت مي‌كنم.

شما عزيزان نگاه كنيد طرفداران مكتب اهل‌بيت بعد از قرآن منبعي بالاتر از حديث سراغ ندارند، يك مخالف هم نداريم، اجماع همه‌ي شيعه است. اگر فقيه است در مسئله‌ي فقهي بعد از قرآن كريم به حديث روي مي‌آورد و اگر متكلم است در مسائل كلام بعد از قرآن به حديث روي مي‌آورد، اگر مفسر است به حديث روي مي‌آورد، اگر خطيب و سخنور است، اگر عارف است به حديث روي مي‌آورد. پس اين اتهام اتهامي قوي است و ما بايد در مقام اين اتهام برآئيم. البته قبل از من مرحوم سيد شرف الدين انصافاً در اين زمينه كار كرده و من در كتاب از ايشان هم تجليل كردم و اشاره كردم اما كار ايشان از يك بُعد است و كار بنده از بُعد ديگري است. به عبارت ديگر ممكن است بگوئيم كار حقير متمم كار المراجعات است، المراجعات بسيار كتاب ارزشمندي است، كتابي است كه برادران عزيز فاضل طلبه بايد يك دور اين كتاب را ببينند. من چند وقت پيش به رئيس مجمع تقريب عرض كردم كه بيائيد المراجعات يك تحقيق جانانه‌ي خوب بكنيد و چاپ كنيد، گفت نشده؟ گفتم نه، گفتم نواقص دارد گفت چشم.

در رابطه با اين موضوع بنده شايد يك هفته است كه مطالعه مي‌كنم، حالا هم گاهي روزي يكي دو ساعت، چون مي‌دانستم كه بحث ارزشمندي است. عزيزان، صحاح ستّ اهل‌ سنت را ببينيد، بنده در مقدمه‌ي كتابم به اين نكته اشاره كردم منتهي نه به اين صراحـت، اينجا به اين صراحت عرض مي‌كنم كه اگر شما اين 140 نفري كه بنده جمع كردم، شايد بيشتر از اينها هم باشند، اگر شما اين 140 نفر را از كتاب‌هاي صحاح‌تان بيرون بكشيد هيچي نداريد، هر چه هست مال ماست. شيعه به حديث توجه ندارد؟! اين دروغگويي‌ها چيست كه راجع به شيعه انجام مي‌دهيد؟!

يكي از راويان معروف شيعي ابان بن تغلب است، امروز من در اين فكر بودم كه چهل سال از عمر انقلاب اسلامي ايران مي‌گذرد حوزه‌هاي علميه و حوزه‌ي علميه قم چند نشست براي ابان انجام داده؟ محور عرايض امشب من چند نفر هستند كه عمده‌اش ابان است. ابان بن تغلب متوفاي 141 هجري است بدون ترديد، ايشان كسي است كه سه امام را درك كرد، امام سجاد، امام باقر و رئيس مذهب شيعه امام جعفر صادق عليهم السلام كه هيچ بحثي در اين نيست. يك شخصيتي است كه بسيار زياد نزد ائمه مخصوصاً امام جعفر صادق جايگاه داشته. امام رو كند به ابان بفرمايد بنشين در مسجد مدينه و افتي الناس فإني احبّ أن يري في شيعتي مثلك، اين را يك وقت يك آدم عادي مي‌گويد و يك وقت حجة الله علي الخلق مي‌گويد! حرف امام جعفر صادق است، اين يعني نهايت اطمينان امام به ابان بن تغلب، مي‌گويد من خوشم مي‌آيد، من دوست دارم ببينم امثال ابان در مسجد مدينه بنشينند و به مردم فتوا بدهند، اين يك.

دو: من خيلي فهرستوار خدمت‌تان عرض مي‌كنم، ايشان نه از قرّاع بلكه از وجوه قراع بود، حرف نجاشي است كه مي‌گويد و كان من وجوه القراع، پس ما در اين مسئله بر ديگران تطابق داريم.

سه: كان لمن فقهاء، ايشان فقيه بوده.

چهار: ايشان لغت شناس بوده، ما نتوانستيم اينها را به جهان معرفي كنيم، الآن آقايان همه‌ي همّ و غمّشان اين است كه يك صحاح جوهري دارند، صحاح مال قرن چهارم است و اين مرد مال قرن دوم است، پس ما در لغت هم بر شما تطابق داريم. ميان رُوات راوي‌اي داريم كه داراي اين همه خصوصيت باشد، كه نجاشي كه بنده به حرفهاي نجاشي خيلي اطمينان دارم و اين مرد روي حساب حرف مي‌زند، مي‌گويد كان ابان رحمه الله مقدماً في كل فنٍّ من العلم، من القرآن و الفقه و الحديث و العدد و اللغة و النحو، تا اينكه مي‌رسد اينجا و لأبان قرائة المشهورة عند القراء، آنقدر ابان در دوران خودش بزرگ بود كه بزرگان نوشته‌اند وقتي كه وارد مدينه مي‌شد جايگاه اختصاصي پيغمبر را براي او خالي مي‌كردند. برويد بگرديد، الحمدلله همه فاضل هستيد ببينيد ميان رُوات اهل‌سنت يا شيعه داريم كسي كه اين گونه داراي خصوصيت‌هاي گوناگون باشد؟ اين مال ابان است.

تمام اينها يك طرف، اين جمله‌اي كه الآن عرض مي‌كنم يك طرف؛ كه به نظر بنده اين جمله بسيار جمله‌ي مهمي است از مرحوم نجاشي در رابطه‌ي با ابان بن تغلب، مي‌گويد إن ابان بن تغلب روايت كرده است از امام جعفر صادق سي هزار تا حديث. ابان از امام جعفر صادق 30 هزار حديث نقل مي‌كند؟ حوزه‌ها كجا هستند، توانستند چهره‌ي ابان را براي دنيا معرفي كنند؟ يعني ايشان از شعرا هم كمتر است در اين مملكت؟ يك نفر 30 هزار حديث.

بعد در جاي ديگر ديدم امام جعفر صادق به ابان بن عثمان كه او هم يك شخصيت منحصر به فرد است مي‌فرمايد مي‌فرمايند ابان بن عثمان، از ابان بن تغلب روايت كن، اين امر امام است اين مافوق وثاقت است فإنه روي عنّي ثلاثون ألف حديث، اين در رابطه با ابان.

آنچه را كه تا الآن در رابطه با ابان نقل كردم همه‌اش از كتاب‌هاي خودمان است، اين را خدمت‌تان عرض كنم و بعد وارد اقوال اهل سنت شوم؛

ما يك كاري را چند وقت در همين مركز شروع كرديم فعلاً به خاطر كارهاي ديگر متوقف كردم و آن روايات ابان بن تغلب است، ايشان مي‌گويد سي هزار تا، ما كه هر چه تا الآن زور زديم نتوانستيم به پانصد برسانيم! اين احاديث كجا رفته؟ اين كتاب معجم الكبير طبراني متولد 260 است و متوفاي 360 است اين چاپ جديد است صفحه 13، محقق اين كتاب يك ليستي آورده در كتب متبوعه‌ي صاحب كتاب، طبراني . بعد مي‌رسد به شماره 60 و مي‌گويد احاديث ابان بن تغلب جزء، بنده الآن پنج شش سال است كه دنبال اين كتاب هستم و حاضرم اين كتاب را به هر قيمتي باشد بخرم، احياي تراث است، آن وقت يك كسي مانند طبراني كه خودش يك رجلي است نزد اهل‌سنت، واقعاً يك رجل است و صاحب مواجب ثلاث است، اين كتاب كو؟ اين روايات كو؟ چرا ما نتوانستيم به پانصد روايت برسانيم روايات ابان را، نجاشي مي‌گويد سي هزار تا، اين يك نكته.

در رابطه‌ي با ابان يكي از خصوصيت‌هاي مهمش اين است كه هم شيعه او را قبول دارد و هم سني، حالا مسئله‌ي جوزجاني كه ايشان اشاره كردند، اين آقا ناصبي است، خود اهل سنت به ايشان حمله مي‌كنند كه تو چرا اينقدر با راويان اهل كوفه درافتادي؟ در يك نصّي ديدم از يكي از بزرگان اهل‌سنت كه جرح جوزجاني در رابطه با اهل كوفه اصلاً معتبر نيست، درست هم مي‌گويد.

اما ذهبي؛ در رابطه با ذهبي الآن نمي‌خواهم در اين فرصت كوتاه براي شما پرونده ذهبي را باز كنم، ذهبي از نظر من از متعصب‌ترين رجاليون اهل سنت است، يك. از متضلع‌ترين رجاليون اهل سنت است. ذهبي يك رجلي نزد اهل‌سنت است كه همين آقاي ذهبي، در جلد اول ميزان الاعتدال مراجعه كنيد ظاهراً‌صفحه شش هست كه ابان را مي‌آورد آنقدر به ابان وَر مي‌رود، بدعت دارد، بدعت ندارد، بدعت را به دو قسم تقسيم مي‌كند به صغرا و كبرا، تا مي‌رسد به اينجا كه مي‌گويد ما همه‌ي حرفها را راجع به ابان زديم اما ابان كسي است كه اگر خواسته باشيم ابان را از دايره‌ي وثاقت بيرون بيندازيم اين عين عبارت ذهبي است فلو ردّ حديث هؤلاء لذهب جملةٌ من الآثار النبوية و هذه مفسدةٌ بيّنة، يعني چه؟ يعني ابان احياگر سنّت‌هاي نبوي شد، يعني ابان اگر نبود، اين حرف شماست. اگر بنا باشد ما روايات ابان را كنار بزنيم يك مفسده‌ي بزرگي به وجود خواهد آمد، اين كم حرفي است براي ذهبي و براي ابان بن تغلب؟! من بي‌عرضه‌ام كه نتوانستم ابان را براي دنيا معرفي كنم، ابان كار خودش را كرد، ابان به وظايف خودش واقعاً خوب عمل كرد، الآن ما هستيم كه بايد ابان و ابان‌ها را براي ديگران معرفي كنيم، اين ابان است.

بعد كار ابان به جايي مي‌رسد كه ـ اين را نجاشي مي‌گويد؛ ـ وقتي خبر فوتش به گوش امام جعفر صادق مي‌رسد قد اوجع قلبي موت ابان، ببينيد در رابطه با كدام يك از رُوات امام باقر، امام صادق، سلام الله عليهما اين تعابير را به كار برده باشند، اين شيعه است. حالا چرا بخاري از اين آقا نقل حديث نمي‌كند بماند، الآن وقتش نيست اما جناب مسلم در صحيح‌اش از ايشان نقل حديث مي‌كنند، متوفاي 141. حالا چرا بگوئيم شيعه در حديث نقشي ندارد؟

دو: جابر بن يزيد جعفي، عزيزان اگر ملاحظات و اشكالاتي بر عرايضم دارند با كمال افتخار در محضرشان هستم و جواب خواهم داد.

جابر بن يزيد جعفي متوفاي 128، متأسفانه شيعه ها مي‌گويند سني است و سني‌ها مي‌گويند شيعه است، بالأخره ايشان چي هست؟ در رابطه با روايات جابر بن يزيد جعفي بايد چكار كنيم؟ بعضي‌ها از اهل‌سنت به ايشان حمله مي‌كنند و مي‌گويند و كان كذاباً، چرا؟ لأنه كان يؤمن بالرجعة، اين هم شد مبناي رجالي؟ كسي كه مؤمن باشد به يك مسئله‌ي قرآني، اين مي‌شود كذاب؟ اين را راجع به ايشان دارند. اما راجع به ايشان وكيع مي‌گويد كه خودش واقعاً يك رجلي نزد اهل‌سنت است وكيع بن جراح، مي‌گويد لو لا جابر جعفي لكان اهل الكوفة بغير حديثٍ ، يعني هر چه اهل كوفه دارند از بركت جابر بن يزيد جعفي است، اين آقا شيعه است. ذهبي مي‌گويد من اكبر علماء الشيعه، ابن حجر مي‌گويد رافضي است، دائماً به سر اين آقا مي‌زنند، مي‌دانيد رافضي يك نقص است براي راوي. رافضي يعني كسي كه رفض كرده حكومت خلفا را. رافضي اصطلاحاً به كسي مي‌گويند كه يك چنين عقيده‌اي راجع به خلفا داشته باشد، مي‌گويد من خلفا را قبول ندارم، رسيده به اين نتيجه.

بعد جناب مسلم در صحيح‌اش جلد اول در مقدمه صفحه 19 مي‌رسد به همين جابر بن يزيد جعفي و مي‌گويد و عن الجراح بن مليح يقول سمعت جابراً يقول عندي خمسون ألف حديثاً عن ابي جعفر عن النبي كلها، سي هزار كه ابان داشت، پنجاه هزار هم جناب جابر بن يزيد جعفي فقط از امام محمد باقر نقل مي‌كند كه تمام اين روايات را امام محمد باقر از پيغمبر اكرم نقل مي‌كند.

دو نكته مهم در اين نص هست؛ نكته اول اينكه اين متن دلالت واضح دارد بر اهميّت شيعه در نقل حديث. دو: استفاده‌ي مهمي كه از اين نص مسلم هست، اين را من خيلي جاها گفتم و اينجا هم عرض مي‌كنم، اينست كه هيچ كس بعد از پيغمبر اكرم به اندازه‌ي ائمه برايشان نقل حديث مهم نبوده، هي كلها عن النبي. خود همين يك كلمه نياز به يك نشست دارد! حالا اين احاديث، احاديث فقهي است؟ بله، احاديثي است در رابطه با كلام؟ بله،‌در رابطه با تفسير؟ بله، در رابطه با اخلاقيات؟ بله. شيعه در حديث نقش ندارد، اين در رابطه با قرن دوم.

اما در رابطه با قرن اول كتاب حقير را ببينيد، بنده نمي‌دانم شايد هفت هشت نفر را آورده‌ام كه در قرن اول بودند، ذهبي مي‌گويد كان شيعياً، حارث بن عبدالله حمداني متوفاي 65 است، نمي‌خواهم اينجا بعضي حرف ها را به اين آقاياني كه دارند ما را متهم مي‌كنند بزنم آن روزي كه اين بزرگواران حديث برايشان مهم بود بعضي از سلف شما هنوز نطفه‌شان منعقد نشده بود!به اميد خدا حرف مي‌زنيد كه شيعه به حديث توجه ندارد.

ذهبي درباره‌ي حارث بن عبدالله حمداني مي‌گويد العلامه الامام، بنده تا حدودي با مزاق ذهبي آشنايي دارم خيلي از كتاب‌هايش را زير و رو كردم، شايد بنده اين سير 24 جلد را ده بار از اول تا آخر ديدم، هر دفعه به يك جهت. بعد ايشان مي‌آيد از اين فرد شيعيِ حمداني مي‌گويد الامام العلامه، شاگرد اميرالمؤمنين بود و متفاني در علي بن ابيطالب بود،  تو كه مي‌رسي به ايشان و مي‌گوئي كان شيعياً بايد ملتزم به حرفهايت بشوي، مي‌گويم پس معلوم مي‌شود شيعه در زمان پيغمبر بوده، شيعه در قرن اول بوده، اينها از صحابه پيغمبرند، بعضي‌ها نگويند شيعه زائيده‌ي عبدالله بن سبع يهودي است، نه! شيعه الحمدلله در قرن اول بوده و اين براي شيعه افتخار است. يكي‌شان همين آقاست.

دو: عامر بن واصله كنيه‌اش ابو الطفيل است، ايشان بنا به اعتراف ذهبي آخر من رعي رسول الله، خوارج نهروان با اين آقا خيلي دشمن بودند، ذهبي در سير اعلام النبلاء جلد 3 صفحه 468 مي‌گويد الحجازي الشيعي كان من شيعة الامام علي، صحابه پيغمبر. ذهبي بگويد كان من شيعة الامام علي، يعني شيعه در زمان پيغمبر! و از اين نمونه‌ها زياد داريم، خودم را عرض مي‌كنم كه كار نكردم و در اين زمينه كار نكرديم، در حديث حوزه چقدر كار كرده؟‌ من از همه‌ي شما يك سوال مي‌كنم، اين را خيلي جاها مطرح كردم كسي جوابم را نداده، ان شاء الله امشب جوابم را بگيرم، چند تا طلبه‌ي پايه‌ي 4 و 5 و 6 داريم كه همه‌ي روايات اصول كتب اربعه را حفظ باشد؟ يا فقط حافظ روايات كافي باشد! هر سال ماشاء اله مي‌آيند براي بخاري ختم بخاري مي‌گيرند، چقدر هزينه مي‌كنند، چقدر از آن طرف مرز دعوت مي‌كنند، ما راجع به كافي چكار كرديم؟ داريم يك طلبه‌ي پايه 10، نمي‌گويم كل روايات، يك دهم روايات اصول كافي را با سند حفظ باشد؟! كم كاري مي‌كنيم، كم كاري كرديم، كار نمي‌كنيم! خودم را عرض مي‌كنم.

پايه‌ي فقه روايت است، پايه‌ي اساسي فقه حديث است، من نمي‌خواهم خدايي نكرده كار بعضي‌ها را زير سؤال ببرم، كار زياد شده اما تا آن مطلوب فاصله زياد داريم. اين است إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي ابدا؟

يك وقت من در يك مجمعي در يك جايي در همين حوزه، آقايان نشسته بودند همين حرف را زدم، گفتم براي حوزه‌ي علميه قم عيب نيست دروس تفسير حاشيه بشود؟ همه گفتند احسنت، ولي كو؟‌ در مقام عمل ما با قرآن چكار كرديم؟

ما بيائيم رو دست خصم بگذاريم كه شيعه پيشگام در حديث است، الآن ما به حديث توجه نمي‌كنيم يا حوزه‌ها كم به حديث توجه مي‌كنند بماند. من در شرح حال بعضي از علما ديده‌ام بيش از صد هزار حديث را حفظ بوده‌اند، اين تعداد خيلي زياد است، ما با حديث چه كرديم؟ ما نبايد دست دشمن سوژه بدهيم، ابان بن تغلب‌ها وقتي كه دفن بشوند اين نتيجه اش مي‌شود كه مردَك داعشي بي اصل و نسب بيايد راجع به شيعه آن حرفها را بزند.

اميدوارم ان شاء الله اين عرايض بنده منعكس شود يك مقداري سروران عزيزي كه در اين زمينه كار مي‌كنند بيشتر به حديث توجه كنند، البته در دهه اخير راجع به حديث خيلي كار شده انصافاً، اما كافي نيست.

تشكيلات تشكيل بدهيد و نشست بگذاريد حديث را از غربت بيرون بياوريم، حديث الآن در حوزه غريب است!

اين آقا را نمي‌دانم چه كسي هست كه اين حرفها را مي‌زند، اما اگر يك روزي من دستم به ايشان برسد مي‌گويم همين مذهبي كه الآن داري اينقدر او را مورد هجمه قرار مي‌دهي، بنده حاضرم در بزرگترين دانشگاه مصر و رياض به من اجازه بدهند ده دقيقه و نه يازده دقيقه، با يك آيه قرآن و با يك روايت صحيح السندي كه در بخاري هست اساس مذهب شيعه را به كرسي بنشانم و الباقي بماند. وضعيت اين است، حالا اين يك بخشي است، اينطور شيعه مورد هجمه قرار گرفته، حرف‌هاي نامربوط، لاتا الاتي كه به هر صورت به همديگر مي‌چسبانند عليه شيعه، اين معلوم مي‌شود شيعه امروز در دنيا حرف براي گفتن دارد.

صعصعة بن سوهان متوفاي 60 است، ذهبي مي‌گويد كان من كبار اصحاب علي، ابن عباس مي‌گويد صعصعة باقر علمٍ عرب او شيعه است، قاموس الرجال مرحوم تستري را راجع به ايشان ببينيد اصلاً ايشان در چند مجلس روزگار معاويه را در حرف زدن سياه كرد، خيلي فصيح و حاضر الجواب بود اين شيعه است.

پس نتيجه مي‌گيرم شيعه در نشر احاديث نبوي يك است.

عزيزان ، اگر كليني كافي را در ظرف 20 سال نوشت، ارباب كتب سته را در صد سال نوشتند با اين فرق كه آنها پشتوانه قوي و حكام وقت پشت قضايا بوده ولي كليني تنها بوده، 20 سال ايشان كتاب حديثي را نوشته، شما همه‌تان در ظرف صد سال اين شش كتاب را نوشتيد. خدا را شكرگزاريم كه در همه‌ي مجال‌ها حرف براي گفتن داريم منهاي تعصب، مستدل، قوي، محكم، اين مطالب را ما بايد براي عزيزان منتقل كنيم، آنقدر از اين نكات ضعيف در كتاب‌هاي ذهبي به نفع شيعه هست كه حساب ندارد و در كتاب‌هاي ديگر. پس شيعه در حديث پيشگام است، شيعه در احياء سنت نبوي پيشگام بوده.

خداوند ان شاء الله به همه‌ي ما اين توفيق را عنايت كند كه در رابطه با حديث بيشتر كار كنيم و من مجدداً از سروران و عزيزاني كه در مركز فقه ائمه اطهار اين زمينه را براي حقير فراهم كردند نهايت قدرداني و تشكر را دارم.

والحمدلله رب العالمين و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

شيعه سه تا معنا دارد كه ان شاء الله كتاب حقير را تهيه كنيد آنجا همه‌اش را دسته‌بندي كردم، بعضي جاها شيعه به معناي سوم است يعني شيعه‌اي كه حكومت خلفا را قبول نداشت، يعني رافضي.

 

با تقدير و تشكر از همه اساتيد و سروران عزيزم. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته