در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۹۷       ساعت ۱۳:۵۰       ۲۰۰ بازدید


خلاصه خبر :
مصادره هجرت و جهاد از تئوري تا عمل

سی‌امين نشست علمی پژوهشی «مصادره هجرت و جهاد از تئوري تا عمل»

دكتر معيني فر  ـ 26 / 7 / 96

بسم الله الرحمن الرحيم

حاج آقاي رزاقي مطالب را به صورت كامل فرمودند و نقشه راهي كشيدند كه هم كار ما راحت شد و هم اينكه نشان از تسلط استاد و اعزه هست كه بحمدالله مشكل زيادي را در ارائه مبحث نداريم.

چند نكته مقدماتي را عرض كنيم و ورود به بحث كنيم؛ بحثي كه خدمت شما هستيم چون جلسات قبلي اين نشست علمي كه تقريباً 29 دوره برگزار شده به خيلي از مباحث پرداخته شده كه به صورت مقدماتي ما نياز نداريم بحث كنيم من جمله اينكه سلف به چه كساني مي‌گويند؟ پيروان سلف چه كساني هستند؟ تقسيم‌بندي‌هاي مختلف سلفيه چيست كه ما بخواهيم اينها را به صورت كلي ارائه كنيم اين سير و تقسيم‌بندي كه در خصوص سلفيه هست را تقريباً بي‌نياز هستيم، گذر مختصري به عناوين داريم ولي به صورت كامل ورود پيدا نمي‌كنيم.

بحث اينست كه يك ابتدا و انتهايي بحث سلفيه جهادي دارد كه اصطلاحاً يك قصه و داستان دارد كه ما مي‌خواهيم تعريفش كنيم و نتيجه‌گيري‌اي كه از اين داريم همين عنواني هست كه براي جلسه گذاشته شده يعني واژگان مقدسي كه در متون ديني ما اعم از آيات و روايات موجود هست اينها آمده و امروز در دست يك كساني قرار گرفته كه متأسفانه اهداف شومي را دنبال مي‌كنند و حالا يا خواسته يا ناخواسته در طريق استثمار و استعمار و مستبدين روزگار كه در رأس آنها آمريكا، اسرائيل و انگلستان هستند به نفع خودشان بهره‌برداري مي‌كنند.

ما در تقسيم‌بندي سلفيه كه عرض كردم با آن رويكردي كه براي سلف دو معنا در نظر مي‌گيريم، معناي لغوي و معناي اصطلاحي، ‌در معناي لغوي كه همان گذشتگان و پيشينيان است ولي در معناي اصطلاحي خود سلف يك مفهوم خاصي را براي سلف در نظر مي‌گيرند كه هم از آيات استفاده مي‌كنند و هم از روايات. مهم‌ترينشان آيه 100 سوره توبه است والسابقون الاولون من المهاجرين والانصار الذين تبعو؟؟؟

روايتي هم كه استفاده مي‌كنم مشهورش معروف است به روايت خير القبور يا خير الناس يا خير امتي به مضامين مختلفي در صحيح اينها آمده، ولي روايتي كه در صحيح بخاري نقل مي‌كنند مي‌گويند پيامبر فرمودند خير الناس امتي، خير الناس قرني، ثم الذين يلونهم و إلي آخر، و اين قرني ثم الذين يلونهم و ثلم الذين يلومهم را تطبيق مي‌كنند به صحابه، تابعين و تابعين تابعين و معتقدند كه اگر مطلبي در كتاب خدا و سنت رسول الله نبود ما بايد مراجعه كنيم به سيره  عملي صحابه، تابعين و تابعين تابعين. اگر آنجا چيزي پيدا نكرديم بايد اجتهادي كه خودشان دارند و نمونه‌هايي را خدمت شما عرض كنم، مثلاً گوشي‌اي هست به نام آيفون فايو، ايفون را انگليسي مي‌نويسند و يك عدد پنج هم در آن هست، استفتا كردند از يكي از مفتيان اينها كه حكم خريد و فروش اين گوشي چطور است؟ مفتي اينها فتوا داده بسم الله الرحمن الرحيم عدد 5 عددي است كه بين روافض مرسوم است و مقدس است و اگر شما اين گوشي را خريد و فروش كنيد ادخال السرور در قلوب شيعيان كرديد لذا خريد و فروش آن حرام است، اين برداشتي است كه ما گشتيم پيدا نكرديم و... از اين دست فتاوا امروزه اگر مراجعه سطحي هم به سايت‌هاي خودشان كنيد خواهيد ديد كه الي ما شاء‌الله از اين موارد هست.

مثلاً آخرين فتوا اينست كه آقاي عرعور مفتي‌اي كه الآن خيلي از فتاواي قتل شيعيان را براي جبهه النصره صادر كرده، البته به مناسبت محرم هم آمده پشت صدا و سيما و دفاع از محرم و عاشورا و حتي گفته اگر كسي تباكي هم نكند اعانه بر ظلم كرده و از اين صحبتها، ايشان مي‌گويد خوردن شپش مجاهدين داعشي و النصره كه الآن دارند جنگ مي‌كنند و در محاصره هستند و نمي‌توانند استحمام كنند و شايد سه ماه نتوانند به حمام روند خوردن شپش اينها هيچ مشكلي ندارد و مقدس است، يك تعابير اينطوري به كار مي‌برند و از آن طرف استفاده از صابون را حرام مي‌دانند، چون مي‌گويند اجنبي‌ها درست كردند. اينها را ما در تعريفي كه ما داريم انواع و اقسام سلفيه بحث مي‌شود، حداقل انديشمندان اين عرصه نظرات مختلفي دارند، پنج تا تقسيم‌بندي كردند هفت و شش تا هم تقسيم‌بندي كردند، مرسوم بين متخصصين اين قسمت اين پنج تا هست يعني سلفيه‌ي تكفيري، سلفيه‌ي جهادي، سلفيه تبليغي، سلفيه سياسي و سلفيه اصلاحي.

اينها ضمير خاص خودش را دارد يعني وقتي مي‌گوئيم سلفيه تكفيري ما نبايد قاطي كنيم با سلفيه جهادي، يا اگر گفتيم سلفي تبليغي با سلفي سياسي و اصلاحي خيلي متفاوت هستند. اين اشتباه براي ما هست كه تمام اينها يا مي‌گوئيم سلفي تكفيري هستند يا سلفي جهادي هستند در صورتي كه اينها با هم متفاوت‌اند، اما بحث سلفي جهادي؛

داستانش از اينجا شروع مي‌شود كه يكي از انديشمندان معاصر در شبه قاره هند با نام ابو الاعلي مودودي هست ايشان يكي از سلفي‌هاي شبه قاره هند است كه نظرات خاصي را به جامعه‌ي امروزي ارائه كرده. يكي از اين نظرات خاص بحث جاهليت مدرن است. ايشان در آثار خودش واژگان جديدي را طراحي كرد و يكي از اينها بحث جاهليت مدرن بود، ايشان قائل بود كه حكومت‌هاي امروزي درگير نوعي جاهليت هستند و نه فقط حكومت‌ها، بلكه جوامع بشري هم مبتلاي به اين هستند و يك سري مفاهيمي را در قالب همين نظريه ارائه كرد من جمله اينكه گفت حكومت‌هاي امروز بر اساس چيزي غير از حكومت الله داير مي‌شوند و آياتي را در قاموس اين ايده و فكر گنجاندند من جمله اينكه و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون، ظالمون و فاسقون، يعني تمام اينها را در اين مسير استفاده كردند.

اين نظريه توسط آقاي ابوالعلي مودودي طرح‌ريزي شد و امروز هم مي‌بينيد در سطح جامعه ما اين جاهليت مدرن را استفاده مي‌كنيم يعني جاهليتي به شيوه‌هاي مدرن، بعد از ايشان آقاي ابوالحسن مدني كه شاگرد ابوالاعلي مودودي بود آمد اين نظريه را تكامل داد، يك قدري روي آن كار كرد و حواشي‌اش را زد و مفاهيم جديدي را وارد بحث كرد و حدود و صغوري برايش مشخص كرد، من جمله اينكه حكومت‌هايي كه الآن هستند نه جاهليت‌اند بلكه طاغوت هم هستند! چرا؟ چون دانسته و از علم دارند اين مسائل را به مردم و به رعيت خودشان تحميل مي‌كنند پس لذا طاغوت هستند، اين نظريه مجدد آمد تا رسيد به سيد قطب. سيد قطب در سال 1906 در مصر به دنيا مي‌آيد و در سال 1966 هم اعدام مي‌شود و به گونه‌اي خود حكومت آن روز محكوم به اعدامش مي‌كند به خاطر نظرياتي كه الآن عرض مي‌كنم.

شخصيتي مثل سيد قطب الآن ضد و نقيض زياد است حتي در جامعه شيعه، عده‌اي پيرو فكر و افكارش هستند و عده‌اي او را منكوب مي‌دانند، عده‌اي لقب شهيد مي‌دانند و عده‌اي او را بد مي‌دانند. كتاب‌هايي هم دارد كه حضرت استاد فرمودند هم ترجمه شده و نگاه‌هاي جديدي به برخي از مطالب دارد. برخي همين مطالب مثل عنوان هجرت در جهاد كه مقدس است و ما شيعه‌ها هم اعتقاد راسخي داريم ولي چطور شد كه در اين هجرت و جهاد انقلاب صورت گرفت يعني مصادره شد. آقاي سيد قطب آمد و همين نظريه‌اي كه آقاي ابو الاعلي مودودي ارائه كرد و آقاي ابوالحسن مدني شاخ و برگش داد ايشان آمد مدوّنش كرد چون ايشان يك انسان عميقي بوده، اولاً اينكه چهار تا اعضاي خانواده دارند دو خواهر و دو برادرند، به نوعي هر چهار نفرشان توسط حكومت وقت آن زمان دستگير و زندان و شكنجه مي‌شوند.

آقاي سيد قطب چون اهل قلم بودند آمد اين واژگاني را قبلاً عرض كردم كلمات كليدي مثل جاهليت مدرن، بحث هجرت و بحث جهاد را گرفت و به اين داستان شكل داد و در دو كتاب مهم خودش كه يكي با عنوان معالم في الطريق و يكي ديگر في ضلال القرآن آمد مباني فكري خودش را پيرامون اين واژگان كليدي ارائه كرد.

داستان هم خيلي ساده و روان عرض مي‌كنم؛ ايشان آمد گفت امروز جامعه‌ي بشري جامعه‌ي جاهليت شده نه جاهليت سنتي كه جامعه رسول الله با آن دست و پنجه نرم مي‌كرد بلكه جاهليت مدرن، كه حضرت استاد هم فرمودند بدترين نوع جاهليت به معناي جامعه بشري در طول اعصار و قرون مختلف همين دوره‌ي معاصر مي‌داند و گفت شما نگاه كنيد چگونه حاكمان آمدند و قوانيني را در جوامع بشري پياده مي‌كنند كه نه در كتاب خدا موجود است و نه در سنت رسول الله و يكي يكي اينها را برمي‌شمارد، اين آياتي كه سلسله مراتب خاصي دارد يكي يكي، بحث جاهليت را پيش مي‌كشد كه جاهليت اولي چه بوده، جاهليت دوران پيامبر چه بوده؟ مي‌گويد اگر آن زمان بت مي‌پرستيدند، امروز حاكمان را مي‌پرستند، امروز انسان‌ها را مي‌پرستند و شروع مي‌كند به توسعه اين مفاهيم. بعد از مفاهيمي شروع مي‌كند تحت عنوان مفهوم هجرت، مي‌گويد الآن اين حاكمان آمدند قوانيني را وضع كردند اينها خودشان ظالم هستند و آن جاهليت مدرن را پيش مي‌برند، بدتر از آنها مردمي هستند كه دارند خواسته به اين جاهليت تن مي‌دهند، پس اينها محكوم هستند.

وظيفه ما چيست؟ وظيفه ما اين است كه برويم در جامعه، در دل مردم، اينها را آگاه كنيم و واقف كنيم كه كار شما اشتباه است و اين جاهليت هست و جاهليتي كه به مراتب از عصر جاهليت پيامبر بدتر است نه فقط خودتان بلكه ديگران را هم داريد گمراه مي‌كنيد، گفت مي‌رويم در سطح جامعه، مردم را ارشاد مي‌كنيم، آن احكام واقعي و حقيقي كه خداوند در كتابش فرموده و سنت رسول الله هست را به مردم ارائه مي‌كنيم، حالا اين هم بداند كه اين مطالبي كه هست از چه زاويه‌اي هست؟ آيا بحث سلفي دارد،‌بحث اهل‌سنت مي‌گويد يا كلاً اسلام بلا مذاهب.

بالأخره آن اسلام ناب را بايد به مردم عرضه كنيم، از دو حال خارج نيست؛ يا مردم مي‌پذيرند، قلبهايشان ظروفي مي‌شود براي پذيرش اين حرف ما، يا نمي‌پذيرند. اگر پذيرفتند فبها المراد و اما اگر نپذيرفتند وظيفه چيست؟ به حاكمان هم مي‌گوييم و به رعيت و جامعه بشري هم مي‌رسانيم اين حرفهاي اسلام ناب را. اگر پذيرفتند فبها و اگر نپذيرفتند وظيفه ما چيست؟ مي‌گوئيم نگاه مي‌كنيم به سنت رسول الله. مي‌گويد زماني كه حضرت رسول الله آمدند در جامعه آن زمان در جزيرة العرب احكام الهي را به تدريج به مردم گفتند، يك عده‌اي پذيرفتند و اصحاب شدند و يك عده‌اي هم دشمن سرسخت پيامبر شدند، جامعه به صورت كلي نپذيرفتند، پيامبر چكار كردند؟‌ آمدند هجرت كردند به جايي كه ظرفي باشد براي پذيرش اين حرفها و مفاهيم و آنجا مدينه بود. انصار و مهاجرين آمدند كنار پيامبر قرار گرفتند و پيامبر آمد اينها را رشد داد، مفاهيم الهي را به قلب اينها ريخت، اينها انسان‌هايي صالح و وابسته و فهيم و عالم شدند و اين روايتي كه خير الناس قرني كه به مضامين مختلفي هست براي انصار و مهاجرين و تابعين و تابعين است. مي‌گويد پيامبر آمد اينها را آموزش داد، قلوب اينها را صيقل داد، انسان هايي پاك شدند. عده‌اي گذشت و عده‌اي را پيامبر جمع كردند و بعد مجدداً رفتند سراغ جامعه جاهلي به ايشان گفتند اي حاكمان، اي مردم، اين اسلام ناب ماست، اين اصطلاحاً مانيفست اسلام بعد از اديان آسماني است كه دين خاتَم هست مي‌پذيريد يا نه؟ آنهايي كه پذيرفتند آمدند در دايره اسلام و آنهايي كه نپذيرفتند پيامبر اكرم با آنها جهاد كردند!

دو تا عنصر الآن اينجا هست يكي هجرت و يكي جهاد؛ آمد مباني خودش را بر اين دو تا استوار كرد كه عرض مي‌كنم. ايشان آمد دو تا اهرم مهم از سنت رسول الله استخراج كرد و گفت وظيفه ما هم همين است هر كاري رسول الله كرد ما هم بايد انجام بدهيم عرض كرديم پيامبر رفتند به مردم اعلام كردند و ما هم رفتيم به مردم اعلام كرديم، يك عده پذيرفتند و عده‌اي نپذيرفتند قطعاً توده‌ي مردم نپذيرفتند، پيامبر هجرت كردند به مدينه وظيفه‌ي ما هم هجرت است، به كجا هجرت كنيم؟ ايشان نگاه كرد اگر در كل عالم بخواهيم هجرت كنيم به شهرهاي ديگر همه جوامع جامعيت جاهليت است، بايد پناه ببريم به غار‌ها و كوهها و دشت‌ها، هر كجا كه از انسان عاري باشد، برويم داخل آنجا. اين غرور خودمان را صاف كنيم و صيقل بدهيم و عقايد خودمان را متناسب با قرآن و سنت رسول الله صيقل بدهيم و صاف كنيم، عده و عُده جمع كنيم و بعد از آنكه مهيا شديم مجدد مثل پيامبر رجوع كنيم به شهرهاي خودمان، به حاكمان و توده مردم مجدداً پيام بدهيم كه ما آمديم اسلام ناب را براي شما به ارمغان بياوريم، قبول مي‌كنيد يا نمي‌كنيد! اگر گفتند قبلتُ فبها المراد، اگر نگفتند چكار مي‌كنيم؟ با آنها جهاد مي‌كنيم. تا اينجا ما فقط و فقط تئوري است و اين نظريه‌پردازي مي‌شود در اين فضا و چون سيد هم اهل قلم هست كتابهايي را در اين زمينه نگارش كرد من جمله دو تا كتاب مهم كه آيات جهاد است تفسير في ضلاله قرآن ايشان است كه ذيل اين آيات جهاد است داريم، آمده همين مفاهيم را تبيين كرده در همان كتاب معالم في الطريق يعني راهي كه ما در پيش گرفتيم چطور است، يا المستقبل لهذا الدين كه اين كتاب ترجمه شده در سال 1342 شمسي تحت عنوان آينده در گرو اسلام، ولي مضاميني را كه خودش مي‌خواست در قالب اين كتابها ارائه كرد.

نتيجه اين شد كه در همين زماني كه اين ايده‌ها پردازش  مي‌شود جوانهاي ما آمدند به اين افكار گرايش پيدا كردند، كم‌كم دارد جوان‌ها سر ستيز با حاكمان وقت را رصد مي‌كند، جوانها هم آمدند يكي يكي انقلاب‌هاي كوچكي در گوشه كنار كشور مصر رخ نمايان مي‌كند حاكمان وقت ديدند كه بد قضيه‌اي مي‌شود چكار كنيم؟ گفتند يك كار كنيم، سيد را تبعيدش كنيم ولي نه در اين قالب، خيلي محترمانه و مؤدبانه، چون شما معلم هستيد برويد به آمريكا يك مقدار غرب را ببينيد و هوايي به سرتان بخورد بلكه يك مقدار با مسائل مدرنيزه‌ي امروز آشنا شويد و برگرديد، سيد را دو سال فرستادند، بيش از اين خودش دَوام نياورد! آمد ديد آنچه را كه در عقيده داشت و فقط داشت مي‌گفت در جامعه‌ي آمريكا كامل ديد كه 180 درجه بدتر از آن چيزي است كه جامعه جاهلي متصور بود، به عينه فساد اخلاقي را مي‌بيند، ابتذال فرهنگي و ديني را مي‌بيند، تمام اينها باعث شد كه عظمي راسخ پيدا كند و مجدد به مصر برگردد.

آمد و يك سمتي در آموزش و پرورش به او دادند، همين مفاهيم بنيادي را آمد در كتاب‌هاي آموزش و پرورش نشر داد، بالأخره هم تجربه عملي پيدا كرد كه چكار بايد بكند و داخل كتابها اينها را تزريق كرد، نتيجه اين شد كه دو تا ترور در مصر انجام شد تحت اين عقايد و افكار! ترور جمال عبدالناصر و ترور انور سادات توسط خالد اسلامبولي، كه جمال عبدالناصر ظاهراً نشد ولي انور سادات كشته شد و اين چنين اين نظريه در ميدان عمل رخت پوشيد.

اينها آمدند ديدند اين قضيه خيلي خطرناك است، سيد آمد دستگير شد، زنداني شد، خواهر و برادرش همينطور و در سال 1966 محكوم به اعدام شد، سفره سيد اينجا تمام شد.

حالا يك داداش دارد به نام محمد قطب؛ البته بگويم كه اينها «سيد» نيستند اسمش سيد است و قطب فاميلش هست. محمد قطب برادر ايشان كه تحت تعاليم ايشان است و تقريباً حدود 10 ـ 15 سال كوچكتر است، يعني متولد 1919 ميلادي است و همين چند سال پيش از دنيا رفت در عربستان، آقاي محمد قطب آمده همان عقايد و افكار سيد قطب را نشر مي‌دهد، حكومت ديد كه خيلي وضع و اوضاع خطرناكه، اينها نمي‌توانند باشند. آمدند محمد قطب را تبعيد كردند و عربستان سعودي محمد قطب را پذيرفت، گفت شما بيا اينجا . از خانواده انديشمند و خطيب هستند، ايشان رفت عربستان سعودي، در آنجا آقاي محمد قطب با همان تعاليم و گرايش فكري و با عيار بيشتر به ميدان آمد، ايشان هم مثل سيد قطب كه رفت آمريكا ديد وضع و اوضاع چطوري هست، آمد در حرمين شرفين ديد «بارزان كين جلوه در محراب و منبر مي‌كنند ـ چون به خلوت مي‌روند آن كار ديگر مي‌كنند» ديد حكومت آل سعود خيلي اوضاعش خراب است و اين يك ظاهر هست، شما يك حرفي بزنيد مي‌بينيد فساد بي‌داد مي‌كند عزمش را جزم كرد با همان ايدئولوژي و فكر جامعه كه جامعه واقعاً جامعه‌ي جاهليت است ولو اسم اسلامي در آن باشد، ولو خادمين حرمين شرفين باشد، كتاب‌هاي خودش را نشر داد، جوانان پرشور عربستان و اقصي نقاط هم آمدند و اين عقايد را گرفتند، كم‌كم دارد بلبشو و ولوله در عربستان  رخ مي‌دهد متأسفانه عربستان سعودي يك شانس مي‌آورد و آن حمله‌ي شوروي به كشور افغانستان است در سال 1979؛

شوروي به افغانستان حمله مي‌كند بنا به آن مطامعي كه دارد، يكيش راه ابريشم است، يكي اقتصاد و يكي ... بماند، اشاعه‌ي فرهنگ كمونيستي خودش در بين افغانستان. به آنجا حمله كرد و اينجا اين ايدئولوژي هجرت و جهاد در حد تئوري است كم‌كم دارد مقامات مصادره شدنش شكل مي‌گيرد! انديشمنداني كه آنجا بودند گفتند نگاه كنيد يك كشور كمونيستي كافر كه دار الكفر هست آمده به يك كشور مسلمان و بلاد مسلمين كه دار الاسلام هست حمله كرده، وظيفه ما چيست؟ سنت رسول الله كتاب و قرآن مي‌گويد بايد بر عليه كفار متحد شويم و قيام كنيم، يك باني اين وسط پيدا مي‌شود به نام اسامه بن لادن كه مي‌آيد با كمك عبدالله عزام كه از قبل از ايشان رفته در پاكستان كميتة الخدمه را درست كرده يعني كميته‌اي كه براي مجاهدين كمك ارائه بدهد آمدند با همديگر و اصطلاحاً هر چند كه اين جنگ شوروي بر عليه افغانستان در سال 1988 تمام شد يعني ده سال اين جنگ طول كشيد، در اين بازه زماني نيروهاي افغان آمدند به فرماندهي اسامه بن لادن سازماني را تأسيس كردند تحت عنوان القاعده كه امروز مي‌شناسيم، ولي تنظيم القاعده اسمش بود و القاعدة الجهاد هم با ايمن الظواهري تلفيق كردند با سازمان اسلامي جهاد در مصر و شد القاعده و چيزي كه امروز معروف هست بين خودمان.

اينها آمدند عملياتي را از خاك پاكستان، مصداقش هم در پاكستان بود، شهري پيشاور هسته‌ي اوليه القاعده شكل گرفت. اين قضيه را آقاي اسامه بن لادن مديريت كرد و فرماندهي كرد و آمد اين القاعده را تحت فرماندهي خودش كه نيروهاي تحت امرش را گسيل مي‌كرد به افغانستان و عمليات پارتيزاني انجام مي‌دادند بر عليه شوروي و مجددا به خاك پاكستان برمي‌گشتند، اينها ديدند كه اين اوضاع خيلي سنگين است و نمي‌شود به اين شكل اقدام كنند، يعني اينكه لوجستيك را ببرند و بياورند اينها برايشان هزينه دارد، به مرور طالبان در افغانستان شكل‌گيري كرد و پيدا شد كه يك نيرويي باشد از درون خاك افغانستان اين عمليات را انجام بدهد به كمك همديگر آمدند جنگ هم در سال 1988 و 89 تمام شد طالبان آمدند. طالبان چون خودشان مال افغانستان بودند ماندند، اما اين آقاياني كه از كشور عربستان از اردن، از قطر و كشورهاي عربي آمدند و در خاك پاكستان و افغانستان بودند، يك دهه مي‌گذرد اينها اكثرشان زاد و بلد كردند و توالد و تناسل صورت گرفته و الآن هم جنگ تمام شده، وظيفه چيست و چكار بايد كنند؟ چند راه در مقابلشان قرار گرفت، عده‌اي از اينها ماندند و عده‌اي هم كه نمي‌توانستند بمانند به كشورهاي خودشان برگشتند و در اثر همين بده بستان‌ها و ازدواج‌هايي كه صورت گرفت اصطلاحي به وجود آمد بين اينها به نام افغان العرب يا عرب الافغان، يعني اعرابي كه آمدند در خاك افغانستان و پاكستان ازدواج كردند.

اينهايي كه آمدند و جنگ هم تمام شده و مي‌خواهند بروند كشورهاي خودشان، چند تا وضعيت جديد رخ داده؛ اول اينكه اينها ايدئولوژي هجرت و جهاد را داشتند كه هجرت كردند به خاك افغانستان، جهاد هم كردند، نه فقط ايدئولوژي در ميدان عمل رخت پوشيده بلكه هر يك از اينها يك مجاهد به تمام معنا هستند به قول خودمان يك رزمنده و يك چريك شدند رفتند در كشور عربستان، اردن و جاهاي مختلف...، الآن با مهمات آشنا هستند، با اسلحه اشنا هستند و ديدند كه حكومت وقت هم جاهلي است! چكار كنيم؟ عملياتي را در اقصي نقاط كشور خودشان بخصوص عربستان انجام مي‌دهند. آل سعود و وهابيت هم ديدند كه وضع و اوضاع خيلي خطرناك است و خود بن‌لادن يكي از اينهاست، ايشان ميلياردر عربستاني است كه رفته و الآن به خاطر ترس اينكه جنگ ايران و عراق هم در اين بازه زماني هست، صدام هم آمده يكي يكي دارد امتياز خواهي مي‌كند مي‌گويد من تقريباً يك دهه با اين شيعه‌ها كه شما رافضي مي‌خوانيد جنگ كردم و نگذاشتم كه آنها به شما تجاوز كنند الآن سهم من را بدهيد! يكي يكي كشيدند كنار و گفتند تازه ما به تو وام داديم و اين مطالب را به شما گفتيد و بايد شمابه ما كمك كنيد، نهايت امر اين شد كه صدام به كويت حمله كرد و بعد از كويت يكي يكي اينها دارند تصور مي‌كنند كه نوبت بعدي عربستان است، عربستان خواست دفع مقدر كند و آمد پايگاه‌هاي نظامي را در اختيار آمريكا قرار داد، آقاي بن لادن از اينجا خط خودش را از عربستان جدا كرد. چرا؟ گفت آقاياني كه وهابي، سلفي و مسلمان هستيد شما آمديد پايگاه در كشور اسلامي به يك كافر داديد! اين كار شما مشكل دارد از اينجا خطش را جدا كرد، پس لذا دوستان آقاي بن‌لادن كه دارند به آمريكا مي‌روند با اين ايدئولوژي رفتند كه عربستان سعودي هم يك مقدار در ايده و ايدئولوژي مشكل دارد.

عمليات را شروع كردند؛ متأسفانه يك شانس ديگري هم آل سعود و وهابيت مي‌آورند و آن جنگ آمريكا بر عليه عراق به عنوان جمع‌آوري سلاح‌هاي شيميايي كشتار جمعي! مجدد وقتي آمريكا به عراق حمله كرد مجاهدين گفتند وااسلاما،‌دو مرتبه يك كشوري كه دار الكفر باشد به دار الاسلام عراق حمله كرده وظيفه ماه چيست؟ حمايت از مسلمانان. آقاي بن‌لادن فتوا مي‌دهد مي‌گويد من بر خلاف اينكه از صدام خوشم نمي‌آيد ولي مردم مظلوم بي‌گناهند، اي مجاهدين و اي سازمان القاعده برويد في بلاد الرافضي و به داد مسلمانان برسيد. يك نماينده‌اي را القاعده در عراق درست مي‌كند تحت عنوان ابومصعب الزرقاوي؛ ايشان يك ارازل و اوباش مشروب خور است، بزهكار است و فساد اخلاقي دارد، اصالة اردني هم هست و بدنش هم خالكوبي است و چندين بار هم زندان شده. در يكي از اين زندان‌ها با پدر معنوي اينها كه ابومحمد مقبصي هست هم‌سلول مي‌شود، آقاي ابو محمد مقبصي مفاهيم اسلامي را در گوش اين فرو مي‌كند، يك آدم رذل و ارازل و اوباش مي شود يك آدم به قول خودمان مؤمن، در فضاي خودشان. اصلاح مي‌شود، محاسن و ... تصاويرش هست.

اقاي ابو مصعب الزرقاوي با اين ويژگي‌هايي كه داشت آقاي ابو محمد مقبصي آمد گوهره‌ي اين را عوض كرد، تا كجا پيش رفت؟ اينكه آمد نزديك بن لادن قرار گرفت، به آقاي بن‌لادن گفتند اين اينطوري هست و آن كساني كه مي‌شناختند به بن‌لادن گفتند و او هم از اين مقداري دوري كرد، دو مرتبه آقاي آقاي ابو محمد مقبصي و دوستانش گفتند اين برگشته و آدم سالمي است، لذا تا جايي پيش رفت كه اسامه بن لادن آمد اين را نماينده‌ي خودش در عراق كرد در شاخه‌ي القاعده. آقاي ابومصعب الزرقاوي آمد در كشور عراق و عمليات خودش را سير داد تحت فرماندهي بن‌لادن و القاعده با ايدئولوژي خودش. و برخلاف اينكه بيايد عمليات خودش را بر عليه آمريكايي‌ها تدارك ببيند، هر چند عملياتي داشت ولي نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم اوج و نوك پيكان آقاي ابو مصعب الزرقاني به شيعه‌ها قرار مي‌گيرد، نمونه‌اش را مستحضر هستيد در حدود يك دهه و نيم پيش مرحوم سيد محمد باقر حكيم در نماز جمعه نجف كه داشت مي‌خواند آن عمليات انفجاري كه صورت گرفت و بدن اين سيد تكه تكه شد را همين آقاي ابومصعب الزرقاوي انجام داد.

در زيارت اربعين عملياتي را فرماندهي مي‌كند كه با موفقيت روبرو مي‌شود چيزي بيت 200 تا دو هزار نفر را به خاك و خون مي‌كشد، 20 عمليات در خاك عراق انجام مي‌دهد كه تمام با موفقيت است، اينجا آمريكا مي‌آيد از اين يك سوپرمن درست مي‌كند و عرض مي‌كنم اكثر عمليات‌هايش بر عليه شيعه است. يك خبطي مي‌كند و آن اينكه دو تا از پيمانكاران آمريكايي را براي اولين بار عمل شنيع سر بريدن انسان را به صورت زنده در برابر دوربين‌ها انجام مي‌دهد سر اقاي نيكلاس برگر و شخص ديگري كه دو تا پيمانكار آمريكايي بودن را انجام مي‌دهد و در سايت‌هاي يوتيوب و توييتر هم پخش مي‌كند، اينجا آمريكا آقاي ابومصعب الزرقاوي را به عنوان مرد شماره يك كه پيگرد قانوني و تروريست بين‌المللي هست براي سرش جايزه قرار داد و گفت هر كس اين را پيدا كرد برايش جايزه مي‌دهيم در سال 2004 ايشان رسماً فرمانده القاعده است كه به نام رافضين مي‌شود و حدوداً در سال 2006 توسط عملياتي كه ارتش عراق انجام مي‌دهد سفره‌ي آقاي ابومصعب الرزقاوي هم برچيده مي‌شود. حالا اينجا كارهايي مي‌كند اين آقا من سعي مي‌كنم از رو بخوانم.

يك نامه‌ي معروفي مي‌نويسد كه ترجمه‌اش را بخوانم؛ بسم الله الرحمن الرحيم، با همان حالت حماسي خودش كه در حالت جنگ هست، به همه مردان شجاع در زمان بردگي تا مردان كوهستان و عقاب‌ها و شيرهاي دلاور وبه همه‌ي برادران بزرگوار سلام عليكم.

حالا جاهاي مهمش را مي‌خوانم؛ شيعيان، افعي‌ها و دشمنان در كمين نشسته و عقربهاي حيله‌گر هستند، ما اكنون به جنگ دشمن كافر و جنگ دشوار با دشمن حيله‌گري كه لباس دوست بر تن كرده و به همدلي دعوت مي‌كند ولي شرور است و ارث اختلاف و دورويي را به ميراث برده مي پردازيم، يك ناظر جستجوگر درك مي‌كند كه شيعيان خطايي آشكار و حقيقي هستند.

از قول ابن تيميه هم مي‌گويد همچنين شيخ الاسلام ابن تيميه راست گفت كه به اين دليل ـ ستون پنجم شيعيان ـ شيعيان با كفار عليه مسلمانان همكاري مي‌كنند و آنها از بزرگترين اسباب حمله چنگيزخان مغول به سرزمين‌هاي اسلامي و آمدنِ هولاكو به عراق و اشغال حلب و صالحيه بودند و با اين مضامين تهييج مي‌كند نيروهاي رزمنده القاعده را بر عليه شيعيان. كتابي مي‌نويسد بسيار جالب و جذاب، اسمش را نگاه كنيد چقدر با ترفند زيبايي شروع مي‌كند به نگارش در مي‌آورد اسم كتاب خيلي زيباست از آيه قرآن مدد گرفته هل أتاك حديث الرافضة؟ آيا شنيدي حديث رافضي‌ها را، يك كتاب 50 صفحه‌اي هست كه اين را يك پايان نامه كرديم كه ضوابط مختلفش را نقد كنيم. در اين كتاب آمده براي تحريك اهل‌سنت عراق بر عليه شيعيان و بخصوص شيعيان ايران و امام خميني. در اين كتاب امام خميني را يك جاسوس آمريكايي معرفي كرده كه از طرف آمريكا مأمور بوده تا اسلام را از بين ببرد، چهار صفحه در خصوص امام خزعبلاتي را به هم مي‌بافد و در همين قضيه‌اي كه امام خميني وامدار غرب و آمريكا هست آمده دودمان اسلام را مي‌خواهد به باد بدهد و از اين صحبت‌ها. اين هم بهر جهت، اين وسط چي شد؟

الآن در سال 2001 اتفاقاتي افتاد در جامعه‌ي آمريكا تحت عنوان بمب گذاري، آن هواپيماهايي كه به ساختمان‌هاي پنتاگون خورد يازده سپتامبر 2001 و اينجا آقاي اسامه بن لادن به عنوان تروريست بين المللي در جامعه آمريكا مطرح مي‌شود و از اين به بعد ما تصويري از اسامه بن لادن نداريم، يعني آخرين تصوير را داريم. هيچ حرفي از آقاي اسامه بن لادن نيست، پس چه كسي مديريت مي‌كند؟ حتي ما فايل صوتي نداريم،‌در كمال اوج امنيت به سر مي‌برد و آقاي بن‌لادن از ديدگاه‌ها مخفي شده! پس القاعده را چه كسي رهبري مي‌كند؟ معاونش آقاي ايمن الظواهري. اگر اشتباه نكنم ايشان چشم پزشك هم بوده و مديريت مي‌كند، آقاي ايمن الظواهري با اين تندخويي المصعب الزرقاوي كه مواجه مي‌شود مرتب به ابو مصعب الزرقاوي نامه مي‌نويسد و مي‌گويد اين كارها درست نيست هدف سازمان اين نيست و تو نبايد اين كار را بكني و حتي اهل‌سنت را هم با اين سر بريدن‌ها و اين جناياتي كه مي‌كني بر عليه ما مي‌شوراني، ايشان گوش نمي‌دهد و نهايتاً ان كاري كه انجام مي‌دهد در سال 2006 در حين عمليات كشته مي شود.

بعد از اقاي ابومصعب الزرقاوي آقاي ابوعمر البغدادي مي‌آيد رهبري اين شاخه را به عهده مي‌گيرد. همين سير را دارد ولي يك مقدار از تنش‌هايي كه آقاي ابومصعب الزرقاوي انجام داده بوده كم مي‌كند، سفره‌ي ابوعمر البغدادي هم در سال 2010 تمام مي‌شود و او هم كشته مي‌شود، در سال 2010 آقاي ابوبكر البغدادي مي‌آيد كه اصل اسمش ابراهيم عواد ابراهيم عواد است كه اصالتاً سامرايي است منتهي اين القابي كه درست كرده، ابوبكر البغداد القرش الهاشم الحسيني، اين القابي است كه براي خودش استفاده كرده. براي اينكه ايشان هم خليفه اول را دارد هم شيعه‌ها را دارد و هم قرشي است و هم حسيني است و تمام اينها را به يدك مي‌كشد. اين آمد و توسط آقاي ابوبكر البغدادي پيگيري شد و جلو آمد و به محضر شما عرض شود كه رهبري اين القاعده در خاك عراق را پيگيري مي‌كند، هنوز هيچ خبري از آقاي اسامه بن لادن نيست، ايمن الظواهري روي كار هست. تا اينكه در سال 2011 اعلام مي‌كنند، يعني باراك اوباما مي‌آيد در صفحه تلويزيون و اعلام مي‌كند كه در يك عمليات غافل‌گير كننده ارتش آمريكا توانسته در خاك پاكستان اسامه بن لادن را تروريست بين‌المللي ساختمان‌هاي پنتاگون را بكشد، اين خبري كه اينها زدند. حالا داستان چي هست/ آمريكا آمد در نيمه‌هاي شب، يك مستندي هم درست كردند كه اسمش ساعت دوازده و نيم است، چريك‌ها و كوماندوهاي آمريكا تحت فرماندهي ستاد مشترك نيروهاي دريايي آمريكا در عمق خاك پاكستان در منطقه‌اي به نام عبيت آباد مي‌آيند عمليات بسيار سرّي و محرمانه‌اي را پياده مي‌كنند كه بعد از عمليات تازه پاكستان متوجه مي‌شود كه چي شده؟ و اين بوده كه در منطقه‌اي كه ظاهراً مال خود آقاي اسامه بن لادن هم بوده كه با كوههاي بلندي پوشيده شده بود و در يك قلعه‌اي زندگي مي‌كردند، اينها در يك عمليات آمدند اسامه بن لادن را از نزديك با سه تا تير كشتند. اين را داخل پرانتز بگويم، تحقيقاتي كه ما كرديم نشان از اين دارد كه ضد و نقيض است؛

اولاً چند ساعت نگذشته بود از اين خبر كه سايت‌ها شروع كردند و كساني كه با آي‌تي سر و كار دارند اعلام كردند كه اين عكس‌هايي كه شما نشان مي‌دهيد فوتوشاپ هست، سه تا تصوير نشان دادند كه اين تصوير را ببينيد اين آخرين عكسي است كه از اسامه بن لادن داريم، اين تصوير را هم ببينيد، تصويري هست كه اسامه بن لادن است كه با سه تير از نزديك كشته شده، يك عكس سومي هم فوتوشاپيست‌ها در صفحه گذاشتند كه اين عكس به صورت حرفه‌اي يا غير حرفه‌اي از وسط برش پيدا كرده بود كه نصفش شباهت به بن‌لادن داشت و نصف ديگر كه گفته بودند يك عكس جمجمه‌ي خرد شده بود كه گفتند از بيني به پائين تصوير بن لادن بود و از بيني به بالا فوتوشاپ كرده بودند و سر شخص ديگري كه عمامه نداشت و گلوله خورده بود، اين يكي از چيزهايي كه اعلام كردند اين كذب است.

خبر دوم يكي از روزنامه‌ها به نام الوفد اعلام كرد كه اسامه بن لادن يك مرضي داشت به عنوان ذات الريه و قبلاً هم كشته شده تشييع جنازه هم شده در فلان جا به صورت مخفيانه خاك كرديم.

آقاي نبي محافظ رسمي آقاي بن‌لادن است كه اعلام كرد اسامه بن لادن در ده سال عمر آخرش، يعني از سال 2000 كه تحت پيگرد قانوني بود تا سال 2010 يك جليقه انفجاري با خودش داشت و هميشه آماده بود، و مي‌گفت من دوست ندارم به دست آمريكايي‌ها برسم و تا اينها آمدند اين خودش را منفجر كرد و اين دروغ است كه اينها مي‌گويند.

سند سوم كه از تمام اينها براي ما معتبرتر است سندي هست كه جاسوس آمريكايي كه پناهنده شد به كاخ كرملين روسيه اعلام كرد؛ اسنودن بود كه اعلام كرد ما اسنادي داريم آقاي اسامه بن لادن زنده است در فلان كشور ماهيانه اينقدر پول مي‌گيرد و اين هم مداركش هست كه بارگزاري كرده.

در سال 2011 كه آقاي ابوبكر البغدادي رأس القاعده در عراق مي‌آيد؛

نتيجه اينكه آقاي ابوبكر البغدادي آمد حكومت را در دست گرفت و ادعاي خلافت اسلامي كرد و اسم گروه خودشان را داعش گذاشتند دولة الاسلامي في العراق و الشام، البته اگر كسي به اينها داعش بگويد بد مي‌دانند و يم‌گويند بگويند دولة‌الاسلامي في العراق و الشام، حكومتي را تشكيل دادند با اقاي ايمن الظواهري بهم خوردند چون گفت شما در عراق باش، در شام را بگذار محمد الجولاني باشد و نهايتاً قبول كردند بين اين دو تا جنگ در گرفت و 400 نفر از هر دو طرف كشته شدند و اين چنين اين واژه‌ي جهاد و هجرتي كه از آقاي ابوالاعلي مودودي شروع شد آمد اينطور متأسفانه بر عليه خود مسلمانان مصادره شد و جنگ مذهبي شيعه بر عليه سني، سني بر عليه سني در جامعه اسلامي، نگاه كنيد تمام اينها در مناطق اسلامي هست و هيچ يك از اينها به مناطق غربي و اروپايي و آمريكايي سير پيدا نكرد و به اين طريق واژگان مقدسي كه ما در اسلام، پيامبر اكرم آمدند در كتاب و سنت جاري كردند اينطوري آمد بر عليه روافض و شيعيان، كل شيعيان حتي اهل‌سنت هم قرار گرفت و مثلاً اين سلفي جهادي حتي خود وهابي‌ها كه به فرض از مسلمين بدانند، برخي ديگر از اين سلفي‌ها كه ديوبندي‌ها يا اقسام ديگر اينها مثل سلفي هاي اصلاحي و اخباري هيچ فرقي برايشان نمي‌كند هر كسي كه مغاير با اين ادئولوژي‌هاي خودشان باشد ولو مسلمان باشند به حكم طاغوت، دار الكفر، دشمن، به حكم دشمن، عدو قريب و بعيد، استفاده مي‌كند و خون اينها را بر سطوح جامعه مي‌ريزند.

مطالب زياد بود و با اين وضعيتي هم كه پيش آمد ناگزير بوديم در همين جا اگر اجازه بدهيد بحث را تمام كنم در خدمت هستم اگر مباحثي باشد.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته