فرق انحرافی3 (وهابیت) - جلسه 4

 در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۷ ۲۲۷ بازدید
چکیده نکات

جلسه چهارم ترم اول استاد علامه طبسی گروه چهارم سال 93

عنوان درس: فرق انحرافی (وهابیت)

استاد: علامه طبسی

جلسه چهارم (18 / 8 / 93)

بسم الله الرحمن الرحیم

این بحث خیلی مهم است چه جریان هایی و چه تفکرهایی این تفکر را تربیت کرده که خروجی آن،  وهابی و سلفی و تکفیری و داعش شد.

در این مدت همین داعش یک یهودی نکشتند، هر چه کشتند مسلمان بوده است ، کتب حدیثی وتفسیری  اینها پر است از بها دادن به این تفکر ، داعش مال امروز نیست ، تمام حکومت امویها و عباسیها داعش بودند ، حتی عقب تر بریم، خلفای مدینه تفکر داعش را داشتند ، شماحادثه کربلا را ببینید، جرجی زیدان می گوید : این حادثه نظیرش در تاریخ وجود ندارد.

صاحبان این تفکر آمدند و می گویند: یزید در حادثه کربلا مقصر نبوده است، مقصر اصلی در شهادت رساندن امام حسین (علیه السلام) ابن زیاد بوده است.

 فرض می کنیم این حرف شما درست باشد، شما در یک مورد ثابت کنید، که ابن زیاد به خاطر این عمل زشت محاکمه شده باشد. بلکه بر عکس به او جایزه و لوح تقدیر دادند.

سبط ابن جوزی در  جلد هشتم  کتاب مرآة الزمان صفحه186 بعد از شهادت امام حسین می گوید: « بعد قتل الحسین کتب یزید الی ابن زیاد ، اما بعد فأنک قد ارتعفت الی غایة، رفعت فجاوزت سحاب فوقه، فمالک الی مرقد الشمس معقده، فاذا وقفت کتابی هذا فأقدم علیه، الی أجازیک فما فعلت. فقدم علیه ابن زیاد فی أرباب دولته و جمیع بنی امیه ولما دخلوا علی یزید ، قام له و تعقنه و قبّل ما بین عیینه ، قبّل ابن زیاد یده، وأجلسه معه علی سریره خضراء ، و قربه و أدنیه و کان منادمه،  قال یزید لیله لمغنیه غنّی ، وقال:

أسقنّی، اسقنی شربة تروی فوادی،                    ثم اعود اسقی مثل ابن زیادی

موضع سرّی و الامانتی،                                علی صدر مغنمی و جهادی

و أقام عنده شهر، وصل له بألف ألف درهم، ومثلها أرزها، وأبق له خراج العراق الی السنة... .

با این کار (شهادت امام حسین ) یک موقعیت پیش من پیدا کردی، آنقدر درجه ات بالا رفت، که شد مصداق این شعر، این قدر بالا رفتی که از ابراهم بالاتر رفتی، پس جایگاهت بالای خورشید است. وقتی نامه رسید سریع پاشو بیا، تا اینکه جایزه بدهم. ابن زیاد همراه با مقامات دولتش و همه بنی امیه در جاهای مختلف علکرد دولت های محلی را زیر نظر داشتند حرکت کردند بسوی شام. چون ابن زیاد وارد شد، یزید از جا بلند شد، او را در آغوش گرفت مابین دو چشم او را بوسید، ابن زیاد دست یزید را بوسید. او را با خودش برد به کاخ خضراء و مقرب خودش قرار داد، با او هم سخن شد، به آوازه خوان گفت برایم بخوان، به ساقی هم گفت برایم شراب بریز بعد دو بیت شعر خواند. برایم شراب بریز ، تا این دلم خنک شود ، بعد گفت مثل همین لیوان برای ابن زیاد هم بریز ابن زیاد امانت دار اسرار من است ؛ او مرز دار من است ، او جمع کننده غنائم است، نزدیک به یک ماه در کنار یزید ماند و میلیون درهم به او داد ، به عبارتی صد هزار سکه طلا  به او داد. نذیر آن جنس داد مثل پارچه، لباس، جواهرات و ..... و برای ابن زیاد خراج یکسال عراق را بخشید.

سوال:

شما امام را کشتید پس با بدن او چه کار دارید ، چرا دستور دادید بر بدن شریف امام اسب بتازانند؟

جواب: این مربوط می شود، به نامه ای که روزنهم محرم به دست عمرسعد رسید؛ در این نامه نوشته بود، یا او  تسیلم شود، یا اگر جنگ کردید بعد از کشتن، بدن او را تیکه تیکه نماید.

این دستور ابن زیاد به خاطر تعهدی است که به یزید داده بود.

 بعد مرگ معاویه ، یزید ابن زیاد را برکنار نمود.اما ابن زیاد در کنار جیون تعهد داد و گفت من کار امام حسین را تمام می کنم، و یزید نیز از او تعهد گرفت که ؛ بعد از کشتن بدن او را تیکه تیکه کنی، از این جهت به ابن سعد نوشت: بخاطر تعهدم او را مثله کن.

نویسنده کتاب سیراعلام النبلاء، وقتی به قاتلان امام حسین  میرسد، حتی حاضر نیست آنها را محکوم نماید.

ذهبی در باره عبید الله ابن زیاد می گوید: « ابن زیاد امیر العراق ابو الحفص ولّی بصره نسة خمس وخمسین (55) و له اثتنان و عشرون سنة (23) ولّی خراسان، فکان اولی عربی یعد جحیون (میان مرز افغانستان و تاجیکستان ) و افتح  به  کند ( میان بخارا و جحیون ) و کان جمیل الصورة، و قبیح سیرة و کانت امه مر جانة ، من بنات الموک الفرس».

ابن مغفور (صحابی بود ) بر این زیاد وارد شد ، گفت: کافیست این قدر خونریزی نکن. ابن زیاد گفت: به تو چه ربطی دارد تو از آشغال اصحاب هستی. ابن مغفور مریض شد ، ابن زیاد به عیادت او رفت و گفت کاری باشد بگو تا انجام دهم. گفت فقط یک کار دارم ، وقتی مُردم تو به جنازه ام نماز نخوان و سر قبرم نیا.

ابی طفیل (صحابی) آخرین صحابی بود که فوت شد سال 100 ، ایشان می گوید بعد از کشتن ابن زیاد ، وقتی سر او را نزد مختار آورند ، هفت تا سر را جدا کردیم. دو سر میان ظرف قرار دادیم یکی سر حصین بن نمیر دیگری سر این زیاد، ابی طفیل می گوید:  خودم آمدم سرپوش را برداشتم ، ماری بالای سیر ابن زیاد بود.

ذهبی می گوید: « اما نحن نغضبیهم و نبراء منهم و لا نلعنهم» اینها را لعن نمی کنیم ، اینها را بخدا واگذار کردیم. این در حالیست که خود ذهبی در کتابش آورده است که وقتی خبر قتل امام حسین را به یزید دادند ، یزید گفت: لعن الله ابن مرجانة.

اما ذهب در شرح حال مختار میگوید: المختار ابن ابی عبید الثفقی الکذاب ، نشرء المختار فکان من کبرأ ثقیف ذوی رأی ، صاحب رأی بود ، فصیح بود شجاع بود ، اما دین نداشت .

ذهبی از رفاعه فتیانی نقل می کند: وارد بر مختار شدم و برای من تشک پهن کرد، در حالیکه یک تشک در آنجا پهن شده بود، و گفت آنجا نشین اینجا جای جبرئیل است، می خواستم گردن مختار را بزنم.

این در حالی بود  مختار یک غلام داشت بنام جبریئل بود.

اما ذهبی درباره یزید بن معاویه میگوید: « الخلیفة ابو خالد القرشی ، الاموی الدمشتقی  علی حنات الحسنات و هی غزوة قسطینه، و کان أمیر ذالک الجیش، یزید ممن لا نحبه و لا نصبه، له نظیرا من دولة الخلفاء.» ما یزید را لعن نمیکنیم چون نظیر یزید در دوران خلفا بسیار بودند

زیاد حارثی می گوید: « سقانی یزید شرابا مازقت مثل ذلک.  سپس میگوید: یزید کان قویا شجاعا وکان ناصبیا و کان فضا غلیظ و کان جلفا ینتاول المسکر و یفعل النمکر... افتتح دولته بمتقل الحسین وأختمه بواقعة حرة... » زیاد حارثی میگوید: یزید شرابی بمن داد که در تمام عمرم نخورده بودم، بعد همین زیاد حارثی می گوید: یزید آدم قوی و شجاع  بود یزید زیرکی و فصاحت داشت، آدم تند خویی بود، آدم بد دهان بود، شراب می خورد، کارهای بد هم انجام می داده است... .