علم الحدیث التطبیقی - جلسه 1

 در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ ۲۰۱ بازدید
چکیده نکات

جلسه اول ترم دوم گروه پنجم سال 93

عنوان درس: علم الحدیث التطبیقی

استاد: حجة الاسلام بهرامی

جلسه اول: 15/11/93

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی میگوییم علم الحدیث باید بتوانیم هر کدام از مؤلفه های تعریف و غایت و موضوع و مسائل آن را برای علم حدیث هم تعریف کنیم.

علم حدیث را اینگونه تعریف کرده اند: علم یبحث فیه عن احوال السند و المتن.

شاخههای علم حدیث این علوم مهم هستند که عبارتند از رجال، فقه الحدیث، سند الحدیث، درایه الحدیث، قریب الحدیث، مشکل الحدیث و مختلف الحدیث. که درایه را دو بخش میکنیم به مصطلاحات و متن.

ما در درایه الحدیث هم ناظر به مصطلاحات صحبت میکنیم و هم منطق فهم حدیث. حدیث داریم که تدریه خیر من الف ترویحه  لذا درایه الحدیث را میتوان گفت که بهتر از مصطلح الحدیث است.

بحث از جایگاه و حجیت حدیث که بحث مفصلی می طلبید زیرا دومین مصدر و منبع است زیرا از قرآن و سنت بگذریم در مورد اجماع و عقل مناقشات بسیار زیاد است. ما به اجماع به عنوان کاشف و به عقل به عنوان یک ابزار فهم نگاه میکنیم. پس قرآن و حدیث تقدم رتبی و شرفی دارد نسبت به عقل و اجماع.

از منابع اهل سنت کتابی هست که دو ویژگی خاص دارد که نسبت به بقیه مصادر موجز است و دیگر ویژگی آن مؤلف آن سید عبدالماجد الغوری است که داری آثار دیگری هم در مصطلاحات حدیث است که مهمترین آن کتاب مصطلح الحدیث است. ایشان کتابش را السنه النبویه حجیتها و تدوینها نام گذاری کرده است.

بحث تدوین حدیث:

اهل تسنن با چالش بزرگی به عنوان منع تدوین حدیث مواجه است که در کتاب البیان آقای خویی مهمترین دلیل منع تدوین حدیث در آنجا ذکر شده که خوف خلط با قرآن می باشد. در زمان خلیفه دوم این یک اصل حساب میشود و حتی به والیش میگوید که شما برای مردم قرآن بخوان نه حدیث... .

در دوره معاصر حتی در مورد تفسیر قرآن رویکرد تازه ای بوجود آمده و حتی در مورد ترجمه قرآن هم وهابیت موضع گیری شدیدی داشتند. نکته ای که باید به آن بپردازیم تدوین حدیث در زمان پیامبر و پس از ایشان به عنوان یک پدیده مستمر است.

تدوین در اهل سنت انقطاع یافت یعنی از دوره خلیفه دوم تا عمربن عبدالعزیز تدوین حدیث منع شد. در واقع در زمان خلیفه اول هم مخالفتهای فراوانی با تدوین حدیث میشد اما در دوره خلیفه دوم این امر فراگیر شد. اما در شیعه علاوه بر اثبات اصل تدوین اتصال تدوین را هم می پردازیم و در واقع از تدوین به عنوان یکی از عقبات بحث حجیت بحث میکنیم. ما اولا بالذات حجیت را از آن خدا و سپس از آن پیامبر و سپس از آن اهل بیت علیهم السلام میدانیم.

آیه 44 سوره نحل میفرماید: بالبینات والزبر وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم لعلهم یتفکرون.

در این آیه چند نقش برای رسول الله شمرده شده است که همه از شؤون قرآنی پیامبر است. قرآن پیامبر را چه معرفی میکند: شأن تبیین غیر از شأن دریافت و شآن ابلاغ و انذار و بشارت است. به همین دلیل به پیامبر میگوییم شارح. گویا پیامبر رمزگشایی میکند. در نتیجه ی این شأن است که وظیفه ثبت وضبط سخنان ایشان را داریم در نتیجه خوف از خلط با قرآن بهانه ای بیجاست. تدوین در لغت به معنای تشهید المفترق و جمع المتشتت آمده است. یعنی کنار هم قرار دادن یکسری از اشیاء پراکنده در کنار هم و منضبط کردن آن و در اصطلاح هم به معنای تصنیف و تألیف آمده است. تدوین اصلش فارسی بوده است و یک واژه معرب است. که از دیوان گرفته شده و به باب تدوین رفته است.

به سبب حادثه منع تدوین باید در دو قرن اول نظر داشته باشیم. و باید به اتفاقاتی که بین مسلمانان افتاده توجه کنیم. فقط ابوداوود گفته که من پنج هزار حدیث از پیامبر را نوشتم و در این کتاب سنن چهار هزار حدیث گردآوری کردم که هشتصد حدیث آن صحیح است. البته مبناهای صحت حدیث متفاوت است. که به موقع گفته میشود.

ادله ی چهارگانه ای که برای جواز و اباحه تدوین حدیث داریم. البته بهتر است گفته شود لازم است که احادیث تدوین شود.

طولانی ترین آیه در سوره بقره آیه کتابت است (282). حال در مورد یک دین و بدهی با این همه تأکید گفته میشود شاهد بگیرید و مکتوب کنید سؤال این است آیا در مورد امر دین و شأن تبیینی پیامبر چرا نباید این کار را بکنیم. دلیلی که خطیب بغدادی آورده این است: لما امر الله تعالی بکتابت الدین ....... : چرا سنت پیامبر نوشته نشود در حالیکه حفظش سختتر و مهمتر است. خود پیامبر در دوره حیاتشان "قام خطیبا و قال کثرت علیّ الکذابه" چه برسد به اینکه بعد از زمان پیامبر باشد. پیامبری که بشیر و منذر است مبیّن هم هست.

به قتاده گفتند نکتب ما نسمع منک؟ قال و ما یمنعک عن تکتب؟ و قد اخبرک اللطیف الخبیر ان یکتب علمها عند ربی فی کتاب لا یضل ربی و لا ینسی.

ما باید به هر کدام از عوامل ارزش خودش را بدهیم نکته ای که نمیتوان در تدوین حدیث از آن گذشت بازگشت به عقبی است که اتفاق افتاده است. میراث مکتوب عرب در اسلام معلقات سبعی بود که بر کعبه نصب کردند. فرهنگ عرب به گونه ای با فرهنگ شفاهی و ذهنی و حافظه ای خودش گره خورده بود.

به این روایت جا دارد توجه شود: اما بادیه العرب فلم تکن اخط بل کانت تری الخط رسمة عار و ... : رسم خط و نوشتن را عیب میدانستند همینطور که بقیه صناعات مدنی را عیب میدانستند.

 

 

چند روایت از اهل سنت

ذیل آیه ای که پیامبر را امی معرفی میکند بحث زیاد میشود که منظور از امی بودن چیست؟ آیا پیامبر هم لا یعرف الکتاب بودند؟! ما شواهدی داریم که پیامبر کتابت انجام داده است. اما سؤال اینجاست که آیا شأن پیامبر کتابت بوده است یا نه؟

در مسند احمد آمده: ابوعبیده عن ابیه قال کتب رسول الله ص فی صدقة البقره اذا بلغ البقر ثلاثین فیها تبیع من البقرجدع او جدعه. حال برخی میگویند که این کتب به معنای فرض است مانند کتب علیکم الصیام ولی میتوان خود کتابت را هم از آن استدلال کرد.

همچنین ابازبیر میگوید: انه سمع جابر بن عبدالله یقول کتب النبی ص علی کل بطن اقوله ثم انه کتب انه لا یحل ان یتوالی مولا رجل مسلم بغیر اذنه قال روح یتولی.

ما در مورد شواهدی که از سنت پیامبر داریم هم میتوانیم به سنت تقریری پیامبر اشاره کنیم هم به سنت فعلی ایشان. پیامبر هم به ملوک روم و هم ایران نامه نوشته است.

نکته ای دیگر که قابل تأمل است مربوط به عبارت عبدالله بن عمر است که من کذب علیّ متعمدا فالیتبوّأ مقعده من النار.عبدالله بن عمر در مدینه به دنیا آمده است. میگوید فلما خرج القوم قلت لهم کیف تحدثون عن رسول الله و قد سمعتم ما قال و انتم تنحمکون فی الحدید عن رسول الله قال فضحکوا فقالو یا ابننا ان کل ما سمعنا منه فهو فی عندنا فی کتاب. این حدیث را کامل بن عدی آورده است.

یکی از دلایل دیگر در جواز تدوین حدیث جریان فداء یوم بدر است. قرارداد اسرا آموختن خواندن و نوشتن بود و این خود برای از بین بردن فرهنگ جاهلی بود.