معارف قرآن - جلسه 3

 در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ ۲۵۴ بازدید
چکیده نکات

جلسه سوم ترم دوم گروه پنجم سال 93

عنوان درس: معارف قرآن

استاد حجت الاسلام بهجت پور

جلسه سوم: 20/12/93

بسم الله الحمن الرحیم

بحث حجیت سنت اهل بیت علیهم السلام در تفسیر

ادله قرآنی حجیت سنت اهل بیت علیهم السلام:

این بحث نه تنها کار نادرستی نیست بلکه خود ائمه اطهار علیهم السلام فرمودهاند که امر ما را از قرآن استخراج کنید که در این صورت دیگر بهانه ای هم برای مخالفین نمی ماند.

اولین آیه که مورد بررسی قرار می دهیم آیه هفتم سوره مبارکه آل عمران است که می فرماید "...و ما یعلم تاویله الاالله و الراسخون فی العلموبدانید که تاویل آن را نمی داند مگر خدا و راسخون در علم.

حال ربط این آیه به حجیت سنت اهل بیت علیهم السلام. چه کسانی راسخ در علم اند؟ قرآن نشانه هایی را ذکر کرده است که یکی اش راسخان در علم است. اولا شخص رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم مسلما اولین راسخ در علم هستند وبعد از ایشان هم طبق نقل شیعه وسنی امیرالمومنین علیهم السلام اعلم صحابه هستند. پس اگر اهل بیت علیهم السلام مصداق انحصاری راسخ در علم نباشند قطعا مصداق اتم هستند.

پس می شود نتیجه گرفت که خود خداوند متعال ما را در قرآنش راهنمایی می کند به دنبالهروی از اهل بیت علیهم السلام وطبیعتا وقتی آنها علم به تاویل دارند پس سنت این ذوات مقدسه حجیت دارد. (کما اینکه خودشان در روایات فرموده اند: نحن راسخون فی العم و نحن نعلم تاویله.)

آیه دوم : " کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب "

منظور از من عنده علم الکتاب کیست؟ اول اینکه علم الکتاب الف و لام دارد و یعنی به کل کتاب علم دارد. باید شخصی هم باشه که موجود باشد چون شاهد باید موجود باشد. سوم اینکه در دسترس باشد. چهارم اینکه شهادتش برای این زمینه معتبر باشد. حال چه کسی هست که همه این موارد را دارا باشد؟

این شرایط در هیچکس جمع نمیشود مگر اینکه حضرت علی علیه السلام  اولین آنها باشد.

آیه سوم : " بل هو آیات بینات فی صدورالذین اوتواالعلم " این آیات روشنی است در قلب کسانی که علم دارند. امام صادق علیه السلام این آیه را خواندند و دست بر روی سینه گذاشتند و فرمودند فی صدورنا. با توجه به من عنده علم الکتاب مشخص می شود که اوتواالعلم هم در قلب چه کسانی است.

در اثبات حجیت ائمه اظهار علیهم السلام  نیاز به اثبات عصمت این ذوات مقدسه نیست بلکه همین که ثابت کنیم فی صدورالذین؛ در قلب اینها هست کافی است.

ادله روایی نبوی صلی الله علیه وآله وسلم در مورد حجیت سنت اهل بیت علیهم السلام :

اولین روایت : «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی» اولا اینکه این حدیث ثقلین نیست بلکه از مجموعه احادیث ثقثلین است. دوما راویان این حدیث 37تن از صحابه هستند. در مورد کثرت نقل هم بسیار کثیر است و در مورد منبع هم در هفتاد کتاب معتبر اهل سنت این روایت آمده از جمله در صحیح مسلم و مستدرک حاکم نیشابوری آورده شده است و در کتب معتبر دیگرشان هم ذکر شده است و دلالتش بر حجیت سنت اهل بیت علیهم السلام کاملا روشن است.

روایت دوم : «النجوم امان لاهل السماء و اهل بیتی امان لامتی» که در منابع متواتر اهل سنت از جمله مستدرک نیشابوری آمده و تاکید کرده است که این حدیث صحیح است.

حدیث سوم : «مثل اهل بیتی مثل سفینة نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق» که بسیار صریح است و بسیار زیاد در منابع اهل سنت آمده است که بازهم حاکم نیشابوری آورده و گفته که طبق نقل مسلم این حدیث صحیح است.

نقش های اختصاصی اهل بیت علیهم السلام در بحث فهم قرآن

تبیین مجملات : بنابر حکمت الهی بعضی چیزها در قرآن به اجمال آمده و تبیینش را بر عهده اشخاص دیگری قرار داده است. مثلا فرموده اقیموا الصلوة ولی به چگونگی اقامه آن اشاره ای نشده است.

قرآن کریم چون به برخی موارد بصورت اجمالی اشاره نموده است نیاز است که اشخاصی آن را تبیین کنند که مسلما اولین مبین آیات الهی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می باشند. ایشان در زمان حیات خودشون این امر را انجام می دادند ولی کاملا طبیعی است که همانطور که خود قرآن نمیشد همه چیز را بیان کند، برای پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم هم فرصت آنچنانی برای تبیین همه مسائل قرآن نبوده است و اصلا مردم زمان توانایی درک همه موارد را نداشتهاند. پس از ایشان چه کسانی می توانند این کار را انجام دهند؟ بی شک جانشینان بالحق ایشان در رتبه بعدی هستند.

 اولا مواردی از قرآن که مجملند و نیازمند تبیین هستند: مانند نماز و حج.

ثانیا بیان برخی احکام که یا درقرآن گفته نشده و یا کاملا تبیین نشده: مثل بحث رجم (سنگسار) که اصلا اشاره ای به آن نشده است.

ثالثا تقیید مطلقات: مانند بحث وصیت که در قرآن مطلق ذکر شده که به اینصورت که اگر دینی بر ذمه میت بوده باید داده شود بعد تقسیم اموال صورت بگیرد اما در روایات آمده که وصیت مقید به ثلث است و اگر کسی در هنگام موت وصیت کند که همه اموال مرا به فلانی بدهید این در یک سوم از اموالش نافذ است.

رابعا تخصیص عمومات: مانند شرطیت قبله در نماز که فرموده باید رو به قبله خوانده شود. البته در بعضی موارد این شرط برداشته شده مانند نمازهای مستحبی که در حرکت می خوانیم.

خامسا توضیح مفاهیم و اصطلاحات شرعی: مثلا در مورد زکات گفته شده که به فقیر و مسکین و...بدهید و ائمه علیهم السلام  برای ما توضیح دادهاند که فقیر به چه کسی گفته می شود.