آیات الولایة - جلسه 1

 در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ ۲۴۲ بازدید
چکیده نکات

جلسه اول ترم اول گروه پنجم سال 93

عنوان درس: آیات الولایه

استاد: حجت الاسلام شیخ جعفر طبسی

جلسه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

این درس جنبه ی تفسیری و کلامی دارد.

ابن کثیر به شکل سالبه ی کلیه می گوید هیچ آیه یا روایتی نداریم که در شان امیرالمومنین نازل شده باشد. که این دست اهل سنت تندرو و متعصب نام دارند.

دسته ی دیگر معتدل ترند از قبیل ابن حجر عسقلانی که میگوید در مورد امیرالمومنین 300 آیه نازل شده است هر چند در کتب دیگر بر شیعه تاخته است. ابن عساکر هم از معتدلین است که کتابی به نام تاریخ دمشق دارد که در جلد 45 دو طایفه روایت را نقل میکند که می گوید 80 آیه در شان امیرالمومنین است و دسته ی دیگر را می گوید 70 آیه که هیچ کسی در امیرالمومنین شریک نیست.

آیات ولایت چند قسم هستند. یک دسته که در مورد یک فرد هستند که همان امیرالمومنین باشد(مائده/55 ، بقره/207) و بعضی هم مشترک هستند (احزاب/33 ، آل عمران/61).

آیاتی که مورد بحث ما هست آیاتی است که در مورد امیرالمومنین به صورت خاص باشد و نظر ما از نقل این آیات ذکر فضایل و مناقب نیست چون همه اقرار به فضایل اهل بیت علیهم السلام دارند(احمد حنبل/فضایل الصحابه/ ما جا لاحد من فضائل بمثل ما جاء بعلی) بلکه در صدد اثبات ولایت امیرالمومنین هستیم با محوریت قرآن کریم.

اولین آیه: مائده/55

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

انما: به اعتراف تمامی مفسران اداة حصر است و اگر گفتیم لایدل الا علی الحصر به این معناست که ولایت مخصوص آن سه دسته ی مذکور (خدا، رسول، الذین آمنوا) بعد از انما است.

ولی: ولایت نسبت به محدوده در این آیه دارای دو احتمال است. 1- ولایت مطلقه 2- ولایت محدود. چون در مورد خداوند و رسول ادعای محدودیت ولایت محال است در مورد دسته ی سوم هم باید همین مطلب ذکر شود.

بنابر بر قول علامه طباطبایی ولایت 28 معنا طبق قولی دیگر 8 معنا و طبق قول ابی صلاح ولایت دو معنا بیشتر ندارد: 1- دوستی 2- فرمانبرداری و اطاعت. وقتی که با قرائن حالیه و مقالیه سنجیده شود هر دو معنا به یک معنا بر می گردد.

در ذیل آیه شیخ طوسی این چنین می فرماید[1]:

اختلفوا فيمن نزلت هذه الآية فيه، فروى أبو بكر الرازي في كتاب‏ أحكام القرآن على ما حكاه المغربي عنه، و الطبري، و الرماني، و مجاهد، و السدي: إنها نزلت في علي (ع) حين تصدق بخاتمه و هو راكع، و هو قول أبي جعفر و أبي عبد اللَّه (ع) و جميع علماء أهل البيت.

و قال الحسن و الجبائي: انها نزلت في جميع المؤمنين. و قال قوم نزلت في عبادة بن الصامت في تبرئه من يهود بني قينقاع، و حلفهم الى رسول اللَّه و المؤمنين. و قال الكلبي نزلت في عبد اللَّه بن سلام و أصحابه لما أسلموا فقطعت اليهود موالاتهم، فنزلت الآية.

در ادامه ایشان می فرمایند:

و اعلم إن هذه الآية من الأدلة الواضحة على إمامة أمير المؤمنين (ع) بعد النبي بلا فصل. و وجه الدلالة فيها أنه قد ثبت أن الوليَّ في الآية بمعنى الأولى و الأحق. و ثبت أيضاً أن المعني بقوله «وَ الَّذِينَ آمَنُوا» أمير المؤمنين (ع) فإذا ثبت هذا الاصلان دل على إمامته، لأن كل من قال: ان معنى الولي في الآية ما ذكرناه قال إنها خاصة فيه. و من قال باختصاصها به (ع) قال المراد بها الامامة.

پس ثابت شد که ولی در این آیه به معنای اولی در تصرف است. به قرینه آمدن رسول (النبی اولی بالمومنین من انفسهم). چون امکان ندارد در گروه اول و دوم به معنای اولی در تصرف باشد ولی در گروه سوم به معنای دیگری باشد.

یکی از مواردی که در قرآن ولی را در اولی در تصرف استعمال کرده است این آیه است: فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ[2].

نظر چند مفسر در مورد آیه:

ابی الصلاح حلبی در تقریب المعارف فی الکلام[3]: ایشان رابطه ای بین صدر و ذیل آیه برقرار می کند به این صورت که اقامه کنندگان نماز و زکات دهندگان اولی هستند از خلق به دلیل آنچه در صدر آیه است چون در صدر آیه خداوند ولایت را برای خودش و پیغمبر قائل شده است. برای هیچ کسی غیر از امیرالمومنین این مقام ایتاء ذکات در نماز ذکر نشده است.

شیخ طوسی در تبیان/3/559[4]: اولا ولی به معنای اولی و احق است ثانیا الذین آمنوا فقط در مورد امیرالمومنین است در نتیجه هرکسی که گفته ولی در آیه به معنای اولی به تصرف است مصداق آن را امیرالمومنین قرار داده.

طبرسی در جوامع الجامع/1/337: و المعنى «إِنَّما وَلِيُّكُمُ» أي الّذى يتولّى تدبيركم و يلى أموركم «اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ» هذه صفاتهم «وَ هُمْ راكِعُونَ» حال من «يُؤْتُونَ الزَّكاةَ» أي يؤتونها في حال ركوعهم قال جار اللّه: و إنّما جى‏ء به على لفظ الجمع و إن كان السّبب فيه رجلا واحدا ليرغّب النّاس في مثل فعله و لينبّه على أنّ سجيّة المؤمنين يجب أن يكون على هذه الغاية من الحرص على البرّ و الإحسان و أقول: قد اشتهر في اللّغة العبارة عن الواحد بلفظ الجمع على سبيل التّعظيم فلا يحتاج إلى الاستدلال عليه و إذا ثبت أنّه المعنيّ في الآية على ما ذكرناه صحّت إمامته بالنّصّ الصّريح‏.

بهترین دلیل بر اشکال تراشی مخالفان و معاندان این است که آیت الله مکارم می فرمایند اشکالات و بهانه جویی هایی مطرح شده در این آیه چرا در آیات خمس، صلوة، حج و... نیست؟!



[1] التبيان فى تفسير القرآن، ج‏3، ص: 559.

[2] حدید، 15.

[3] فأخبر سبحانه أن المقيمي الصلاة والمؤتي الزكاة في حال الركوع أولى بالخلق من أنفسهم، حسب ما أوجبه بصدر الآية له تعالى ولرسوله، ولا أحد من المؤمنين ثبت له هذا الحكم غير أمير المؤمنين علي عليه السلام، فيجب كونه إماما للخلق، لكونه أولى بهم من أنفسهم. تقريب المعارف/الشيخ أبو الصلاح تقي بن نجم الحلبي/تحقيق: الشيخ فارس تبريزيان الحسون/إعداد: مركز الأبحاث العقائدية/ص184

[4] ويدل أيضا على أن الولاية في الآية مختصة أنه قال: " وليكم " فخاطب به جميع المؤمنين ودخل فيه النبي صلى الله عليه وآله وغيره ثم، قال ورسوله، فاخرج النبي صلى الله عليه وآله من جملتهم لكونهم مضافين إلى ولايته، فلما قال " والذين آمنوا " وجب أيضا أن يكون الذي خوطب بالآية غير الذي جعلت له الولاية. وإلا. أدى إلى أن يكون المضاف هوالمضاف اليه وأدى إلى أن يكون كل واحد منهم ولي نفسه، وذلك محال. واذا ثبت أن المراد بها في الآية ماذكرناه، فالذي يدل على أن أمير المؤمنين (ع) هو المخصوص بها أشياء: منها - أن كل من قال: ان معنى الولي في الآية معنى الاحق قال إنه هو المخصوص به. ومن خالف في اختصاص الآية يجعل الآية عامة في المؤمنين وذلك قد ابطلناه.