در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۹       ساعت ۱۶:۱۴       ۲۰۰ بازدید


متن سوال : امام علی(علیه السلام) در خطبه 192 نهج البلاغه، خود را با چه اوصافی معرفي می كند؟


متن پاسخ :

امام علي(ع) و معرفی خویش؟!

پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) خود را اين چنين معرفي مي كند: «در راه خدا از هيچ سرزنشى نهراسیدم و شب را با عبادت آباد کردم. از كسانى هستم كه سيمايشان، سيماى صدّيقان و گفتارشان گفتار نيكان است، شب ها را با عبادت آباد مى كنند و [در طريق هدايت مردم] روشنى بخش روزهايند، سنت هاى خدا و رسولش را احيا کرده و دل هايشان در بهشت و بدن هايشان در ميدان عمل است، دست به ريسمان قرآن زده و سنّت هاى خدا و رسولش را احيا مى كنند، تكبّر نمي ورزند و برترى جويى ندارند و خيانت نمى كنند و فساد به راه نمى اندازند».

پاسخ تفصیلی:

امام علی(عليه السلام) در بخش نهايى خطبه 192 «نهج البلاغه» به معرّفى خويش مى پردازد، و آنچه را در بخش های ديگر خطبه براى معرفى خود فرموده كامل مى كند تا از يك سو به آنچه در اين خطبه آمده، قوّت و عمق و اتقان بيشترى ببخشد؛ زيرا ايمان به گوينده، عمق علم و تقوی و بينش و آگاهى او، این پیام را برای خواننده به همراه دارد كه سخنانش را جدّى تر بگيرد، از سوى ديگر نسل جوانى كه در بین ياران حضرت بودند و از سوابق امام(عليه السلام) اطلاع نداشتند، آگاهى پيدا كنند، از سوى سوم همه بدانند كه اين بيانات نه به جهت دنيا بوده، نه تقويت پايه هاى حكومت؛ بلكه هدفى جز هدايت امّت به صراط مستقيم در آن نبوده است. حضرت در اينجا دوازده وصف براى خويشتن بيان مى كند كه هر يك فضيلت بزرگى از فضايل انسانى است. نخست مى فرمايد: (من از كسانى هستم كه در راه خدا از هيچ سرزنشى هراس ندارم)؛ «وَ إِنِّي لَمِنْ قَوْمٍ لَا تَأْخُذُهُمْ فِي اللهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ».

گاه انجام وظيفه، مخالف افكار و خواسته هاى گروهى از افراد جامعه است، در اينجا افراد سودجو و عافيت طلب يا ترسو از انجام وظيفه سرباز مى زنند، مبادا هدف تيرهاى ملامت و سرزنش قرار گيرند. مرد خدا كسى است كه اگر همه مردم به راه خطا بروند و او راه صواب را در برابر خود ببيند از پيمودن آن نهراسد و رضاى خدا را بر رضاى خلق مقدّم دارد و در رأس چنين جمعيّتى اميرمؤمنان علي(عليه السلام) ـ بعد از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) ـ قرار داشت و اين ويژگى در همه اهل بيت عصمت(عليهم السلام) بود كه يكى از نمونه هاى بارز آن امام حسين(عليه السلام) و قيامش در كربلاست.

قرآن مجيد در توصیف گروهى از مجاهدان راه خدا مى فرمايد: «يُجَاهِدُونَ فِى سَبِيلِ اللهِ وَ لَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ»(1)؛ (آنها در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند، اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد [و شايسته ببيند] مى دهد).

در دومين و سومين وصف مى فرمايد: (از كسانى كه سيمايشان سيماى صديقان و گفتارشان گفتار نيكان است)؛ «سِيمَاهُمْ سِيمَا الصِّدِّيقِينَ، وَ كَلَامُهُمْ كَلَامُ الْأَبْرَارِ». «صدّيقين» راستگويانى هستند كه در صف مقدّم تصديق كنندگان پيامبران قرار دارند و اعمالشان، گفتارشان را تصديق مى كند و در آيه 69 سوره «نساء» همرديف پيامبران ذكر شده اند؛ آنجا كه مى فرمايد: «فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِّنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ ...». «ابرار» كسانى هستند كه در سوره «هل اتى» هيجده وصف براى آنها بيان شده است، اوصافى كه آنان را به بالاترين مقام قرب خدا مى رساند و مى دانيم اين اوصاف در شأن پنج تن، (رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، علي(عليه السلام) و فاطمه زهرا و حسن و حسين(عليهم السلام)) وارد شده است.

سپس در چهارمين و پنجمين وصف مى فرمايد: (از كسانى كه شب ها را با عبادت آباد مى كنند و [در طريق هدايت مردم] روشنى بخش روزهايند)؛ «عُمَّارُ اللَّيْلِ وَ مَنَارُ النَّهَارِ».

تعبير به «عمّار» جمع عامر به معنى آبادگر است؛ زیرا شب زنده دارى و عبادات شبانه، روح و جان انسان را آباد کرده و به آن صفا و روحانيّت مى بخشد و دل هاى مرده از گناه را با آب حيات بخش توبه زنده مى سازد، تعبير به «منار» نیز اشاره به برج هاى بلندى است كه در گذشته در مسير راه هاى بيابانى قرار داشت و بر فراز آنها چراغى روشن مى كردند تا مسافران گمراه نشوند (شبيه علائم راهنمايى امروز). آرى اين قوم مردم را به سوى خدا، سعادت و خوشبختى راهنمايى مى كنند تا به بيراهه ها نيفتند و گرفتار غول هاى بيابان نشوند.

در بيان ششمين و هفتمين وصف مى فرمايد: (از كسانى كه دست به ريسمان قرآن زده و سنّت هاى خدا و رسولش را احيا مى كنند)؛ «مُتَمَسِّكُونَ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ؛ يُحْيَوْنَ سُنَنَ اللهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ». منظور از تمسّك به «حبل قرآن» يا اين است كه به آن توسّل جسته شود تا انسان از چاه طبيعت و هواى نفس بيرون آيد و به اوج قرب خدا صعود كند و يا اينكه به وسيله آن، آب حيات از درون زمينِ وجود انسانى بيرون كشيده شود و يا در گذرگاه هاى خطرناك دنيا با تمسّك به حبل قرآن از سقوط در دره گمراهى نجات حاصل گردد.

در روايتى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه به هنگام ايراد حديث ثقلين، در توضيح اهمّيّت قرآن فرمود: «كِتابُ اللهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الْأَرْضِ»(2)؛ (كتاب خدا ريسمانى است كشيده شده از آسمان به زمين (كه عالم مُلك با ملكوت را پيوند مى دهد و وسيله ارتقا را فراهم مى سازد). احياى سنّت خدا و سنّت پيامبر؛ عمل كردن به واجبات الهى است كه در قرآن آمده و فرايضى است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرض نموده است؛ نه فقط عمل كردن، بلكه دعوت عامه مردم به سوى آن نيز لازم است.

در هشتمين و نهمين و دهمين و يازدهمين وصف مى فرمايد: (از كسانى كه تكبّر نمي ورزند و برترى جويى ندارند و خيانت نمى كنند و فساد به راه نمى اندازند)؛ «لَا يَسْتَكْبِرُونَ وَ لَا يَعْلُونَ، وَ لَا يَغُلُّونَ(3) وَ لَا يُفْسِدُونَ».

اين چهار وصف در واقع به يكديگر مرتبطند؛ مستكبران پيوسته به سوى برترى جويى مى روند و براى رسيدن به اهداف نامشروع خود دست به خيانت و فساد مى زنند، قرآن مجيد مى گويد: «إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا»(4)؛ (پادشاهان هنگامى كه وارد منطقه آبادى شوند، آن را به فساد و تباهى مى كشند)، و نيز مى فرمايد: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِى الْأَرْضِ وَ لَا فَسَاداً»(5)؛ (آرى اين سراى آخرت را [تنها] براى كسانى قرار مى دهيم كه اراده برترى جويى و فساد در زمين را ندارند). با توجّه به اينكه خيانت و فساد در اينجا به صورت مطلق آمده، خيانت و فساد در عقايد و اخلاق و اموال و تمام شؤون زندگى را شامل مى شود.

سرانجام در دوازدهمين وصف كه جامعيّت فوق العاده اى دارد، مى فرمايد: (ما از كسانى هستيم كه دل هايشان در بهشت و بدن هايشان در ميدان عمل است)؛ «قُلُوبُهُمْ فِي الْجِنَانِ، وَ أَجْسَادُهُمْ فِي الْعَمَلِ». اشاره به اينكه هدف آنها بسيار والاست و جز به رضاى خدا و بهشت جاويدان او نمى انديشند و به همين دليل بدن هايشان پيوسته در مسير طاعت حق و عمل به وظايف الهى و انسانى است.

به راستى قوم و جمعيّت يا افرادى كه واجد اين اوصاف دوازده گانه باشند، برترين انسان ها هستند؛ وجودشان در دنيا پربها و در آخرت مايه افتخار و نجات براى پيروانشان است.(6)

پی نوشت:

(1). سوره مائده، آيه 54.

(2). مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 شمسی، چاپ: سوم، ج ‏2، ص 805.

(3). «يغلّون» از ريشه «غلل» بر وزن «اجل» يا «غلول» بر وزن «غروب» به معناى خيانت است؛ يعنى آنها خيانت نمى كنند.

(4). سوره نمل، آيه 34.

(5). سوره قصص، آيه 83.

(6). گردآوری از کتاب: پيام امام امير المؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 7، ص 521.