در تاریخ ۰۴ مهر ۱۳۹۷       ساعت ۱۷:۵۱       ۲۰۰ بازدید


متن سوال : آیا جریان غدیر به شکوايیه جیش یمن بر می‌گردد؟


متن پاسخ :

متن شبهه

معاندین و معارضین بعد از اینکه نتوانستند، قطعیت حادثه غدیر خم را زیر سؤال ببرند، سعی بر این دارند؛ تا این حادثه عظیم را به جریان‌هایي مرتبط سازند که هیچ ربطی به حادثه غدیر خم نداشته است، از جمله شبهه کرده‌اند که حدیث بیان شده در غدیر خم ربطی به مسئله امامت ولایت حضرت علی (علیه السلام) نداشته است؛ بلکه این حادثه برمی‌گردد به شکوایيه لشکریان یمن از امیرالمومنین (علیه السلام) و اینکه نبی مکرم اسلام، مسلمین را در غدیر خم جمع کرد و فرمود: هر کسی من را دوست بدارد علی علیه السلام را دوست دارد.

به عبارت بهتر در کتب مختلف اهل سنت؛ همچون البدایه و النهایه ابن کثیر و الاعتقاد بیهقی و... آمده است که بُرَيْده، يکي از صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از يمن آمد نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و شکايت حضرت علي (عليه السلام) را مطرح کرد و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هم فرمود: من کنت مولاه فعلي مولاه. (1)

پاسخ اجمالی

در صورتي که جریان غدیر خم به جیش یمن برگردد، نبی مکرم اسلام  باید در غدیر خم عده‌اي از صحابه را که از حضرت علی (علیه السلام) ناراحت بودند جمع‌آوری می‌کرد و حدیث غدیر را بیان می‌فرمود؛ در حالیکه در جریان غدیر خم تمام مسلمین که به سمت مدینه در حال حرکت بودند، حضور داشتند و مورد خطاب حدیث غدیر خم قرار گرفتند. از طرفی با دقت در جریان غدیر خم به دست می‌آوریم که نبی مکرم اسلام (ص) هیچ اشاره‌اي به جریان جیش یمن و شکایت حضرت علی (علیه السلام) نداشته است، در حالیکه اگر جریان غدیر مربوط به جیش یمن می‌شد باید پیامبر اسلام (ص) اشاره به این جریان می‌فرمود.

پاسخ تفصلی

 در پاسخ تفصیلی این شبهه باید به چند نکته توجه کرد:

1. از بررسی روایات اهل سنت درباره سفر حضرت علی (علیه السلام) به یمن می‌شود استفاده کرد كه حضرت علی (علیه السلام) سه بار به یمن مسافرت نموده است:

الف) جهت تبلیغ اسلام

یکی از مسافرت‌های حضرت علی (علیه السلام) به یمن  برمی‌گردد به سال هشتم هجرت كه در این سفر حضرت لشکری را جهت دعوت مردم یمن به اسلام فرماندهی می‌کرد و با بعضی از قبائل وارد جنگ شدند و  قبیله هَمدان نیز به اسلام مشرف شدند، در این سفر بود که بریده به فرمان خالد بن ولید به مدینه رفته و از امیرالمومنین علیه السلام در مسجد مدینه، شکایت کرد: «فقدمت المدينة ودخلت المسجد ورسول الله صلي الله عليه وسلم في منزله وناس من أصحابه علي بابه».(2)

ب) جهت قضاوت

مرتبه دیگر که حضرت علی (علیه السلام) به یمن مسافرت کرد، زماني بود که یمنی‌ها مسلمان شده بودند و نیاز به قاضی داشتند؛ لذا حضرت علی علیه السلام برای انجام قضاوت در میان یمنی‌ها به آنجا تشریف بردند.(3)

ج) جمع‌آوری زکات

یکی از سفرهای دیگر امیرالمومنین (علیه السلام) به یمن سال دهم هجرت صورت گرفت، در این سفر حضرت علی (علیه السلام) برای جمع‌آوری بیت‌المال و زکات مشرف شدند، این سفر بود که امام علی (علیه السلام) در راه برگشت به مدینه نامه‌اي از پیامبر (صلی الله علیه و آله) دریافت می‌کند، مبنی بر اینکه در حج کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حضور داشته باشد و ايشان نیز با گذاشتن یک فرد به عنوان نائب به سرعت خودش را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌رساند كه پيامبر نيز دستور می‌دهد که برگردد و با اصحاب خويش به حج مشرف شود؛ لذا وقتی حضرت علی (علیه السلام) به نزد اصحابش مراجعه می‌کند، در می‌یابد که اصحابش يك سري لباس‌هايي كه جزء مال بيت‌المال بوده را پوشيده‌اند و شترهايي را سوار شده‌اند. اميرالمومنين فرمودند: اين اموال بیت‌المال می‌باشد، شما حق استفاده نداريد اين‌ها بايد برگردد و به فرمان پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله تقسيم شود.

پيامبر از قيل و قالي در رابطه با اين قضيه با خبر مي‌شود و می‌فرمايد: «وعلى معذور فيما فعل...؛ علي نسبت به سخت‌گيري‌اي كه بر سپاه روا داشته است، عذرش پذيرفته است».(4)

2. سفر اول حضرت از چند جهت ربطی به مسئله غدیر خم نداشت

الف) این سفر در سال هشتم هجری صورت گرفته، در حالیکه قضیه غدیر خم در سال دهم هجری اتفاق افتاده است؛ همانطور که زینی دحلان مفتی شافعی‌ها در مکه مکرمه بر آن تصریح می‌کند: «فی التاریخ سنه عشر وهم لان بعث علی إلی همدان لم یکن سنه عشر ، إنما کان سنه عشر بعثه الی بنی مذحج ، و أما بعثه إلی همدان فکان سنه ثمان بعد فتح مکه»؛(5) (رفتن امیرالمومنین علیه السلام به همدان در سال 10 هجری وهم است و در آن سال نبوده است. در سال 10 هجری پیامبر اکرم، امیرالمومنین را به بنی مذحج فرستادند و اما زمان فرستادن ایشان به همدان برای سال 8 هجری و بعد فتح مکه می‌باشد)

ب) شکایت از حضرت علی (علیه السلام) در این سفر در شهر مدینه و داخل مسجد صورت گرفته است؛ در حالیکه جریان غدیر بین مدینه و مکه در برکه‌اي به نام غدیر صورت گرفته است؛ همانطور که  طبرانی در معجم الأوسط خویش می‌آورد: «و دخلت المسجد و رسول الله في منزله و ناس من أصحابه علي بابه، فقالوا: ما الخبر يا بريده؟ قلت: خير فتح الله علي المسلمين، فقالوا: ما اقدمک؟ قال: جاريه أخذها علي من الخمس، فجئت لأخبر النبي. قالوا: فأخبره، فانه يسقطه من عين رسول الله»؛(6) (وقتي آمده بودم از علي شکايت کنم و شکايت سپاه يمن را به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عرض کنم، داخل مسجد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شدم و ايشان نيز در داخل خانه‌اش بوده و تعدادي از صحابه هم درب مسجد ايستاده بودند. صحابه گفتند: از يمن چه خبر؟ گفتم: خدا پيروزي را نصيب مسلمانان کرد. گفتند: چرا زود آمدي؟ گفتم: علي يكي از كنيزها را براي خودش برداشته و آمده‌ام به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) خبر بدهم. صحابه گفتند: برو از علي، پيش پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شکايت کن تا علي را از چشم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بياندازي.

ج) پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از شکایت به شدت ناراحت شدند و مسلمین را از تنقیص علی (علیه السلام) بر حذر داشتند؛ همانطور که طبرانی معجم الاوسط خویش می‌نویسد: «ورسول الله يسمع الكلام فخرج مغضبا فقال ما بال أقوام ينتقصون عليا من تنقص عليا فقد تنقصني ومن فارق عليا فقد فارقني إن عليا مني وأنا منه خلق من طينتي وخلقت من طينة إبراهيم وأنا أفضل من إبراهيم ...»؛(7) (پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در حال غضب از اتاق بيرون آمدند و فرمودند: چرا عده‌اي از علي بدگويي مي‌کنند؟ هر کس از علي بدگويي کند، از من بدگويي کرده و از علي جدا شدن، مساوي است با از من جدا شدن، علی از من است و من نیز از علی (علیه السلام) هستم، خداوند او را از طنیت من خلق کرده است و من را از طنیت ابراهیم (علیه السلام) و من از ابراهیم (علیه السلام) برتر و افضل هستم).

در روایت دیگر نیز آماده است که حضرت به قدری ناراحت شد که آثار غضب در صورت حضرت نمایان گشت: «فَرَأَيْتُ الْغَضَبَ في وَجْهِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم »؛(8) (بریده می‌گوید: وقتی از حضرت علی علیه السلام شکایت کردم حضرت به قدری غضبناک شد که در صورتش نمایان بود).

د) حضرت در همین جریان که در سال هشتم اتفاق افتاده است نیز ولایت و جانشینی حضرت علی را به همگان گوشزد می‌کند و چنین می‌فرماید: «فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لاَ تَقَعْ في علي فإنه مِنِّى وأنا منه وهو وَلِيُّكُمْ بعدي وانه مِنِّى وأنا منه وهو وَلِيُّكُمْ بعدي»؛(9) (از جان علي چه مي‌خواهيد؟ او از من است و من نیز از او هستم و او ولي شما بعد از من است).

همانطور که ملاحظه می‌گردد كلمه «ولي»  مانند کلمه «مولا» نيست که مورد اشکال قرار گیرد، بر اینکه کلمه «مولی» صراحت در سرپرستی ندارد؛ چون از معانی متعدد برخوردار می‌باشد؛ زیرا کلمه «ولی» با توجه به کلمه «من بعدی» صراحت در خلافت و جانشینی حضرت علی (علیه السلام) دارد و برداشت دوست بودن را از این کلمه بعید می‌سازد.

3. سفر دوم که امیرالمومنین (علیه السلام) برای قضاوت رفته بود نیز هیچ ربطی به جریان غدیر ندارد؛ چون  در  این سفر هیچ شکایتي از حضرت صورت نگرفته است.

4. سفر سوم که برخی صحابه از علی (علیه السلام) شکایت کردند، نبی مکرم اسلام واکنش نشان دادند و مسلمین را از شکایت نسبت به حضرت علی (علیه السلام) بر حذر داشت؛ همانطور که احمد بن حنبل در مسندش تصریح می‌کند: «حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا يَعْقُوبُ ثنا أبي عَنِ بن إِسْحَاقَ قال فحدثني عبد اللَّهِ بن عبد الرحمن بن مَعْمَرِ بن حَزْمٍ عن سُلَيْمَانَ بن مُحَمَّدِ بن كَعْبِ بن عُجْرَةَ عن عَمَّتِهِ زَيْنَبَ بِنْتِ كَعْبٍ وَكَانَتْ عِنْدَ أبي سَعِيدٍ الخدري عن أبي سَعِيدٍ الخدري قال اشْتَكَى عَلِيًّا الناس قال فَقَامَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فِينَا خَطِيباً فَسَمِعْتُهُ يقول أَيُّهَا الناس لاَ تَشْكُوا عَلِيًّا فَوَاللَّهِ انه لأَخْشَنُ في ذَاتِ اللَّهِ أو في سَبِيلِ اللَّهِ »؛(10) (پیامبر برای ما خطبه کردند و شنیدم که می‌فرمودند: ای مردم! از علی (علیه السلام) شکایت نکنید، به خدا قسم او هر کاري انجام داده است، به خاطر رعايت موازين شرعيه است و او در مسائل شرعي هيچ ملاحظه‌اي ندارد).

این جریان نیز هیچ ربطی به مسئله غدیر خم ندارد؛ زیرا در منابع تاریخ آمده است که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) پس از برخورد با شکایت کنندههای حضرت علی علیه السلام، برای انجام مناسک خویش حرکت کرد و به مسلمین مناسک‌شان را بیان نمود؛ همانطور که ابن هشام در سیره نبویه خویش تصریح می‌کند: «خطبة الوداع قال ابن اسحاق ثم مضى رسول الله صلى الله عليه وسلم على حجة فأرى الناس مناسكهم وأعلمهم سنن حجهم وخطب الناس خطبته التي بين فيها ما بين فحمد الله وأثنى عليه...»؛(11) (بعد از خطبه، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) حرکت کرد براي مناسک حج (براي عرفات و مني) و به مردم سنن و مناسک حج را يادآور شد و آموزش داد).

از طرفی با دقت به حدیث و جریان غدیر خم به خوبی می‌شود به دست آورد که اين واقعه هیچ ارتباطي با شکایت جیش یمن نداشته است؛ زیرا اگر بین این دو جریان ارتباط وجود داشت، باید نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در خطبه غدیر اشاره‌ای به شکوایيه جیش یمن می‌کرد و می‌فرمود: کسانی‌ که از علي شکايت کرده‌اند، حرفشان درست نيست و آنهايي که کينه علي در دل‌شان هست، کارشان صحيح نيست و از علی (علیه السلام) نباید رنجید؛ چون من کنت مولاه فهذا علی مولاه!! در حالی‌ که تمامی منابع روایی و تاریخی اهل تسنن اعتراف دارند که در خطبه غدیر، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هرگز کوچک‌ترین اشاره‌ای به شکایات صحابه از امیرالمومنین (علیه السلام) نشده است .

بنابراین با توجه  آنچه بیان شد می‌توان نتیجه گرفت که بعضی از معاندین بعد از عجز و ناتوانی از توجیه دلالت حدیث غدیر بر محبت، دوستی و... این بار سعی دارند دلالت این روایت متواتره را منوط به شکایت گروهی در جیش یمن کنند؛ در حالی‌ که چنین ادعا‌های نه تنها به واقعیت تاریخی همخوانی ندارد؛ بلکه نوعی ذم و دشمنی صحابه را با حضرت علی (علیه السلام) نیز به اثبات می‌رساند که نبی مکرم اسلام به شدت از آن منع کرده است.

 

پی‌نوشت:

 (1). البدایه و النهایه ج 5 ص 122

(2).  المعجم الأوسط، ج 6، ص 162

(3).  مسند احمد ج 1 ص 544

 (4). السيرة النبويه، ج4، ص206

 (5). احمد بن زينى دحلان، السبره النبویه  ج 2 ص 381

 (6). طبرانی، معجم الاوسط ، ج 6 ص 163 .

(7). مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف:  علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت 1407، ج 9   ص 128؛ معجم الاوسط للطبراني، ج6، ص162.

(8).  مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة مصر، ج 5   ص 356.

(9).  همان.

(10). مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة مصر، ج 3   ص 86

(11). السيرة النبوية لابن هشام ، اسم المؤلف:  عبد الملك بن هشام بن أيوب الحميري المعافري أبو محمد الوفاة: 213 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1411 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : طه عبد الرءوف سعد، ج 6   ص 8.