در تاریخ ۰۲ تیر ۱۴۰۰       ساعت ۱۱:۵۴       ۲۰۰ بازدید


امامت و ویژیگی‌های امام در کلام امام جواد(ع


مقدمه

وجود مقدس و نوراني نهمين حجت خدا، حضرت محمد بن علي الجواد سلام الله عليهما در دهم رجب سال يک صد و نود و پنج هجري در شهر مدينه منوره ديده به جهان گشود. پدر بزرگوارش وجود مقدس امام رضا سلام الله عليه و مادر گرامي و با فضيلتشان، خيزران سلام الله عليها نام داشت. از آنجائي که امام رضا سلام الله عليه در ميانسالي صاحب فرزند شدند، ولادت امام جواد براي استمرار امامت و پاسخ به منکران جايگاه امام حائز اهميت بود فلذا آن حضرت فرمودند: «هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِي لَمْ يُولَدْ مَوْلُودٌ أَعْظَمُ بَرَكَةً عَلَى شِيعَتِنَا مِنْهُ».(1)،(اين همان مولودى است كه مولودى پر بركت‏تر از او نسبت به شيعيان ما متولد نشده است).

چرا که برخي گمان کرده بودند امام رضا (علیه السلام) ديگر صاحب فرزندي نمی شود و نسل امامت قطع مي شود و دشمنان از اين مساله خوشحال بودند. با ولادت امام جواد (علیه السلام) ريشه هاي اميد بيش از پيش در جامعه اسلامي و بين خواص گسترش يافت و خط بطلاني بر تفکر باطل انقطاع امامت کشيد. جوان ترين امام که در سال دويست و سه هجري که امام رضا به شهادت رسيد، به مقام امامت نائل گشتند و در مدت هفده سالي که سکان هدايت عالم در دستان مبارک آن حضرت بود، نقش مهمي در جامعه آن روز ايفا کردند، هر چند عمر کوتاه ايشان، باعث شد تا کمتر از محضر آن ولي خدا استفاده شود. سر انجام امام جواد عليه السلام در آخر ذي الحجة سال دويست و بيست هجري در سن بيست و پنج سالگي به دسيسه مامون عباسي و توسط ام الفضل به شهادت رسيدند و بدن مبارک ايشان را در کنار جد بزرگوارشان حضرت موسي بن جعفر سلام الله عليهما در مقبره اي معروف به «مقابر قريش» به خاک سپرده شد.

از جمله مطالب که می‌شود از کلام امام جواد علیه السلام در یافت کرد، تبيين جايگاه امام و امامت می‌باشد، در تحقیق حاضر سعی بر این است جایگاه امام و ويژگي هاي امام از منظر امام جواد علیه السلام مورد بررسی قرار گیرد:

الف) جايگاه امام

طبق تصریح خداوند متعال عده‌ای برگزیدان الهی می‌باشند: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ، ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»؛(2) (خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برترى داد، فرزندانى [را برگزيد] كه [از نظر پاكى، تقوا، درستى و راستى‏] برخى از [آنان از نسل‏] برخى ديگرند؛ و خدا شنوا و داناست).

روایات رسیده از حضرات معصوم(علیهم السلام) که در حقیقت تفسیر کنندگان واقعی آیات الهی هستند، اهل بیت عصمت طهارت (علیم السلام) تنها بندگان بر گزیده خداوند و «امين وحي و خلق» معرفی می‌کند و سایر افراد بشر را از این ویژیگی به دور می‌دانند و امانت هاي خود را به افرادي مي سپارد که از هر نظر مورد تائيد باشند. انبياء الهي و اهل بيت عليهم السلام بهترين افراد و امينان الهي مي باشند. به عبارت بهتر سپردن هدايت مردم و رساندن آنان به سر منزل مقصود، يکي از برنامه هاي الهي است که افراد با اختيار فردي خویش در اين مسير قرار مي گيرد، بر همین اساس لازم است راهبر و کسي که هدايت گر است، خودش از هر نظر مورد تائيد باشد تا هدف الهي محقق شود، این حضرات معصوم (علیهم السلام) است که طبق روایات که در منابع حدیثی شیعه وجود دارد، معصوم هستند و بهترین امین و مجری دستورات الهی به حساب می‌آید، از جمله امام جواد سلام الله عليه  در حدیث نورانی در این باره چنین می‌فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنَا مِنْ نُورِهِ بِيَدِهِ، وَ اصْطَفَانَا مِنْ بَرِيَّتِهِ، وَ جَعَلَنَا أُمَنَاءَهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ وَحْيِهِ»؛(3)(سپس مخصوص خداوندي است که ما را از نور خودش آفريد و  بر بندگانش برتري داد و بر خلق و وحيش، امين قرار داد).

این نکته را نباید مورد غفلت قرار داد ویژیگی‌ها که برای امام و پيامبر مثل عصمت، هادی بودن و... در روایات آمده است، تنها مربوط به زمانی‌که به مقام هدايت گري مردم مي رسد،  نمی‌شود بلکه این ویژیگی‌ها همواره در وجود حضرات معصوم(علیه السلام) نهفته است و ممکن است در برهه از زمان فعلیت نداشته باشند که بعد از رسیدن به مقام امامت از بالقو بالفعل تبدیل می‌شود؛ چنانکه امام جواد ع در حدیث نورانی در این باره چنین می‌فرماید:«عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام وَ قَدْ خَرَجَ عَلَيَّ فَأَخَذْتُ النَّظَرَ إِلَيْهِ وَ جَعَلْتُ أَنْظُرُ إِلَى رَأْسِهِ وَ رِجْلَيْهِ لِأَصِفَ قَامَتَهُ لِأَصْحَابِنَا بِمِصْرَ فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ حَتَّى قَعَدَ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ احْتَجَّ فِي الْإِمَامَةِ بِمِثْلِ مَا احْتَجَّ بِهِ فِي النُّبُوَّةِ فَقَالَ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً فَقَدْ يَجُوزُ أَنْ يُؤْتَى الْحِكْمَةَ وَ هُوَ صَبِيٌّ وَ يَجُوزُ أَنْ يُؤْتَاهَا وَ هُوَ ابْنُ أَرْبَعِينَ سَنَةً»؛(4) (على بن اسباط گويد: من [ابا جعفر] امام جواد عليه السلام را ديدم كه براى [استقبال] من بيرون آمده بود و شروع كردم به او نگاه كردن و سراپاى ايشان را نگاه مي كردم تا شمايلش را براى يارانمان در مصر توصيف كنم. در اين ميان كه من در اين فكر بودم، ايشان نشست و فرمود: اى على به راستى خدا در امامت ما نشانه اي آورده به مانند آنچه در نبوت آورده است و [در ادامه]  فرمود: «و به او نبوت را در كودكى داديم» [اين آيه درباره يحيى است] و خداوند فرمود: «و چون به بلوغ رسيد» «و چهل ساله شد»، پس شايسته است به کسي که کودک باشد، نبوت داده شود، چنان چه شايسته است در سن چهل سالگى به او [نبوت] داده شود. [يعني اعطاي نبوت و امامت هم در سن خردسالي مي شود و هم در سن چهل سالگي].)

با دقت در روایت فوق می‌توان تاکید که فرق بین نبوت و امامت بلحاظ سن نبی و امام وجود ندارد؛ چنانکه نبی می‌تواند در سن کودکی به نبوت برسد امام نیز می‌تواند یک کودک باشد؛ همانطور که حضرت در جای دیگر تصریح بشتر بر این مطلب می‌‌کند و چنین می فرماید: «مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ يَعْنِي أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْ أَمْرِ الْإِمَامِ فَقُلْتُ يَكُونُ الْإِمَامُ ابْنَ أَقَلَّ مِنْ سَبْعِ سِنِينَ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَقَلَّ مِنْ خَمْسِ سِنِين»؛ (5)(محمد بن اسماعيل مي گويد: از او يعني اباجعفر [امام جواد] عليه السلام پيرامون مساله اي پيرامون امام سوال کردم، عرضه داشتم: آيا امام [مي تواند] کمتر از هفت سال باشد؟ حضرت فرمودند: [حتي امام مي تواند] کمتر از پنج سال باشد).

ب) ویژیگی های امام

1. ولایت تشریعی

امام از منظر امام جواد ع امام (علیه الاسلام) دارای ویژیگی‌های است که سایر مردم از آن بی بهره می‌باشند و از مهم ترین ویژیگی امامان (علیهم السلام) که در کلام امام جواد(علیه السلام) آمده است،  ولايت تکوینی و تشریعی آن حضرات بر شئوني بندگان خداوند است، خداوند موهبت تصرف در عالم و ولايت تکويني و تشريعي را به  آن انوار مقدس عنایت کرده نموده است به بیان دیگر حضرات معصوم(علیه السلام) اعم از رسول خدا ص و أئمه اطهار (علیهم السلام) هادیان امت و قدرت تصمیم گیری در انجام اموری تشریع و تکوینی بندگان خداوند را دارد؛ چنانکه امام جواد ع در حدیث نورانی تاکید می‌کند که امور تکوینی بندگان الهی در اختیار آنان هستند و آن حضرات ولایت تشریعی دارند: «مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي عليه السلام فَأَجْرَيْتُ اخْتِلَافَ الشِّيعَةِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَزَلْ مُتَفَرِّداً بِوَحْدَانِيَّتِهِ ثُمَّ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ فَمَكَثُوا أَلْفَ دَهْرٍ ثُمَّ خَلَقَ جَمِيعَ الْأَشْيَاءِ فَأَشْهَدَهُمْ خَلْقَهَا وَ أَجْرَى طَاعَتَهُمْ عَلَيْهَا وَ فَوَّضَ أُمُورَهَا إِلَيْهِمْ فَهُمْ يُحِلُّونَ مَا يَشَاءُونَ وَ يُحَرِّمُونَ مَا يَشَاءُونَ وَ لَنْ يَشَاءُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ثُمَّ قَالَ يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ الدِّيَانَةُ الَّتِي مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا مُحِقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ خُذْهَا إِلَيْكَ يَا مُحَمَّدُ»؛ (6)محمد بن سنان مي گويد نزد ابوجعفر [امام جواد] سلام الله عليه بودم که از بگومگوي شيعه سخن گفتم، آن حضرت فرمود: اى محمد، خداوند تبارك و تعالى هميشه يگانه و تنها بود، سپس محمد و على و فاطمه را آفريد و هزار دهر درنگ كردند، سپس همه چيز را آفريد و آنان را گواه آفرينش همه چيز ساخت و فرمانبرى آنان را بر همه چيز مجرى نمود و امورشان را بدانها واگذاشت، پس آنانند هر چه را که خواهند حلال كنند و هر چه را خواهند حرام كنند و هرگز نخواهند جز آنچه را خداوند بخواهد، سپس حضرت فرمود: اى محمد، اين است آن دينى كه هر كه از آن جلو بيافتد، بيرون مي رود و هر كه از آن عقب بماند، نابود گردد و هر كه بدان برسد، به مقصد رسد، اي محمد آن را براى خود بگير [و همراه آن حرکت کن].

با توجه به اين روايت و دقت در عبارت «هُمْ يُحِلُّونَ مَا يَشَاءُونَ وَ يُحَرِّمُونَ مَا يَشَاءُونَ وَ لَنْ يَشَاءُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى» به خوبي ولايت تشريعي ائمه عليهم السلام مشخص مي شود که آن بزرگواران نماينده الهي در میان بندگانش می‌باشند و ولايت در تصرف امور شرعي را خداوند بر عهده آنان قرار داده است.

در روايتي ديگر وجود مقدس امام جواد سلام الله عليه، در باره ولایت تشریعی معصومان(علیهم السلام) چنین می‌فرماید: عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام وَ قَرَأْتُ أَنَا كِتَابَهُ إِلَيْهِ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ قَالَ الَّذِي أَوْجَبْتُ فِي سَنَتِي هَذِهِ وَ هَذِهِ سَنَةُ عِشْرِينَ وَ مِائَتَيْنِ فَقَط ... وَ إِنَّمَا أَوْجَبْتُ عَلَيْهِمُ الْخُمُسَ فِي سَنَتِي هَذِهِ فِي الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ الَّتِي قَدْ حَالَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ وَ لَمْ أُوجِبْ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ فِي مَتَاعٍ وَ لَا آنِيَةٍ وَ لَا دَوَابَّ وَ لَا خَدَمٍ وَ لَا رِبْحٍ رَبِحَهُ فِي تِجَارَةٍ وَ لَا ضَيْعَةٍ إِلَّا ضَيْعَةً سَأُفَسِّرُ لَكَ أَمْرَهَا تَخْفِيفاً مِنِّي عَنْ مَوَالِيَّ وَ مَنّاً مِنِّي عَلَيْهِمْ لِمَا يَغْتَالُ السُّلْطَانُ مِنْ أَمْوَالِهِم(7)؛ (راوي مي گويد من در راه مکه نامه ابوجعفر عليه السلام به علي بن مهزيار را خواندم که نوشته شده بود: من در اين سال، يعني سال دويست و بيست [خمس را] واجب کردم ... من در اين سال خمس را در طلا و نقره اي که سال بر آن گذشته باشد، واجب کردم و خمس را بر آنان در کالا و ظرف و سواري و خدمت کار و سود تجارت واجب نکردم چنانچه بر زمين کشاورزي و باغ واجب نکردم مگر زميني که بعداً توضيح خواهم داد، [اينکه خمس اين موارد را واجب نکردم،] تخفيفى است از من براي دوستانم و امتنانى است بر آنان، چراکه حکومت بخشي از اموالشان از بين مي‌برد).

با دقت به روایت فوق به خوبی می‌شود ولایت تشریعی معصومان(علیهم السلام) درک کرد؛ زیرا در یکی از واجبات مثل خمس که در دين مبين اسلام واجب بوده و آیات و روايات فراواني در باره وجوب آن وجود دارد، امام معصوم (علیه السلام) با ولايت تشريعي که دارد، در مقدار و وجوب و يا عدم وجب آن تصرف می‌کند و دستوري خاص به پيروان خود در باره آن صادر می‌کند.

2. علم لدنی

يكي دیگر از ویژیگی‌های امامان معصوم (علهیم السلام) از منظر امام جواد (علیه السلام) که سایر مردم از آن محروم می‌باشند، داشتن علم لدنی و الهی است؛ چنانکه حضرتش در روایت نورانی در این باره چنین می‌فرماید: «فقال أبو جعفر عليه السلام: نحن خزّان اللّه على علمه و غيبه و حكمته، و أوصياء أنبيائه، و عباد مكرمون»(8) (ابو جعفر [امام جواد] سلام الله عليه فرمودند: ما [اهل بيت] خزانه علم و غيب و حکمت الهي هستيم، ما جانشينان پيامبرانش هستيم و ما بندگاني هستيم که تکريم شده ايم).

اين سخن جواد الائمة (عليه السلام) مطابق با سخني است که اميرالمؤمنين سلام الله عليه بعد از جنگ نهروان، بر فراز منبر رفته و به ذکر فضائل خود و اهل بيت عليهم السلام پرداخته و در فرازي از خطبه خود، در مقام بيان علم الهی اهل بيت عليهم السلام چنين فرمودند: «إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ مِنْ عِلْمِ اللَّهِ عِلْمُنَا» (9)؛ (علم ما اهل بيت، از علم خداوند است.)

در روايتي ديگر نيز امام صادق (علیه السلام)، اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) را حاملان علوم و اسرار الهي دانسته و چنین می‌فرماید: «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ عِنْدَنَا وَ اللَّهِ سِرّاً مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ عِلْماً مِنْ عِلْمِ اللَّه»؛(10) (ابو عبد الله [امام صادق] سلام الله عليه فرمودند: اي ابا محمد (کنيه ابا بصير) به خدا قسم سري از اسرار الهي و علمي از علوم الهي نزد ما [اهل بيت] است).

3. وارث  زمین و کنجینه‌های او

شکی نیست که آنچه در زمین و درون آن وجود دارد ملک خداوند متعال می‌باشد، طبق روایات رسیده  از جانب معصومان(علیهم السلام)، خداوند این ملک را  به اهل بیت عصمت طهارت (علیهم السلام) عنایت کرده است؛ چنانکه امام جواد(علیه السلام) در حدیث نورانی در این باره چنین می‌فرماید:«إِبْرَاهِيمُ بْنُ سَعْدٍ، قَالَ: رَأَيْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ ... فَقُلْتُ: رَأَيْتُ أَبَاكَ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَضْرِبُ بِيَدِهِ إِلَى التُّرَابِ فَيَجْعَلُهُ دَنَانِيرَ وَ دَرَاهِمَ. فَقَالَ: فِي مِصْرِكَ قَوْمٌ يَزْعُمُونَ أَنَّ الْإِمَامَ يَحْتَاجُ إِلَى مَالٍ، فَضَرَبَ بِيَدِهِ لَهُمْ لِيُبْلِغَهُمْ أَنَّ كُنُوزَ الْأَرْضِ بِيَدِ الْإِمَام‏»؛ (11) (ابراهيم بن سعد مي گويد: محمد بن علي الرضا عليهما السلام را ديدم، به ايشان عرض کردم: پدرت [امام رضا] عليه السلام را ديدم که دست خود را به خاک زمين زدند و خاک را تبديل به دينار و درهم کرد. آن حضرت فرمود: در سرزمين تو گروهي هستند که گمان مي کنند امام محتاج به مالي است، پدرم با دست خود به زمين زد تا به آنان تفهيم کند که گنجينه هاي زمين همگي در دست امام است)

در روايتي دیگر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) خطاب به حضرت علی(علیه السلام)در باره مهریه حضرت زهرا (سلام الله علیها) چنین می‌فرماید: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى زَوَّجَكَ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا الْأَرْضَ فَمَنْ مَشَى عَلَيْهَا مُبْغِضاً لَهَا مَشَى حَرَاماً»؛ (12) (رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: يا علي، خداوند متعال فاطمه را به همسري تو در آورد و مهريه او را زمين قرار داد، هر کس که بر روي زمين حرکت کند و بغض او [حضرت زهرا سلام الله عليها] را داشته باشد، راه رفتنش حرام خواهد بود).

در همین راستا مرحوم کليني در کتاب شريف «کافي» بابي را با عنوان « أَنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لِلْإِمَامِ عليه السلام» بیان‌ می‌کند که  در ذيل آن 8 روايت در اين باره متذکر می‌شود از جمله  امام باقر(علیه السلام)در حدیث نورانی در این باره می‌فرماید: «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: وَجَدْنَا فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عليه السلام: إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ أَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِيَ الَّذِينَ أَوْرَثَنَا اللَّهُ الْأَرْضَ وَ نَحْنُ الْمُتَّقُونَ وَ الْأَرْضُ كُلُّهَا لَنَا»؛(13) (امام باقر سلام الله عليه فرمودند: در کتاب حضرت علي عليه السلام در ذيل آيه: [معنا و تفسير آن را] يافتيم که آمده است: مراد من و اهل بيتم هستيم، کساني که خداوند زمين را به ما ارث داده است [و ما ورثه زمين هستيم]، ما پرهيزگاراران هستيم و همه زمين از آنِ ما است).

4. دانستن منطق سخن با تمام جنبندگان

از ویژیگی‌های دیگر حضرات معصوم(علیهم السلام) که از کلام نورانی امام جواد(علیه السلام) می‌شود به دست آورد؛ این است که حضرات معصوم (علیهم السلام) سخن و منطق با تمام جبندگان و حیوانات را می‌دانستند: «عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَعِيدٍ، قَالَ: قَالَ لِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عُمَرَ التَّنُوخِيُّ: رَأَيْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ هُوَ يُكَلِّمُ ثَوْراً فَحَرَّكَ الثَّوْرُ رَأْسَهُ، فَقُلْتُ: لَا، وَ لَكِنْ تَأْمُرُ الثَّوْرَ أَنْ يُكَلِّمَكَ. فَقَالَ: وَ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْ‏ء»؛ (14) (عبد الله بن سعيد مي گويد که محمد بن علي به من گفت: محمد بن علي [امام جواد] عليهما السلام را ديدم که با گاوي نر صحبت مي کرد و آن گاو سر خود را تکان مي داد. [با تعجب گفتم]نه، شما به گاو دستور داديد تا با شما سخن بگويد! حضرت فرمود: به ما زبان سخن گفتن با موجودات [از طرف خدا] تعليم شده و از هر چيزي به ما داده شده است)

5. انجام کارهای خارق العاده

از ویژیگی های دیگر حضرات معصومین(علیهم السلام) که از کلام نورانی امام جواد(علیه الاسلام) به دست آورد این است که آن حضرات کارهای می‌توانند انجام دهند که از توان افراد عادی بشر به دور می‌باشد؛ چنانکه حضرتش در این باره چنین می‌فرماید: «قَالَ عُمَارَةَ ابْنُ زَيْدٍ: رَأَيْتَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ، فَقُلْتُ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، مَا عَلَامَةُ الْإِمَامِ؟ قَالَ: إِذَا فَعَلَ هَكَذَا. فَوَضَعَ يَدَهُ عَلَى صَخْرَةٍ فَبَانَتْ أَصَابِعُهُ فِيهَا. وَ رَأَيْتُهُ يَمُدُّ الْحَدِيدَ بِغَيْرِ نَارٍ، وَ يَطْبَعُ الْحِجَارَةَ بِخَاتَمِه»؛(15) (عمارة بن زيد مي گويد محمد بن علي [امام جواد] عليه السلام را ديدم، عرضه داشتم: اي فرزند رسول خدا، نشانه امام چيست؟ حضرت فرمود: هنگامي که چنين کند. سپس دست خود را بر روي تکه سنگي گذاشتند و [اثر] انگشتان ايشان بر روي سنگ باقي ماند. راوي مي گويد: ديدم که امام آهن را بدون آتش مي کشيد و بر روي سنگي با انگشترش نقشي ترسيم نمود).

در حدیث دیگر نيز از حضرت در این باره چنین نقل شده است: «إِبْرَاهِيمُ بْنُ سَعْدٍ، قَالَ: رَأَيْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ لَهُ شَعْرَةٌ- أَوْ قَالَ وَفْرَةٌ- مِثْلُ حَلَكِ الْغُرَابِ، مَسَحَ يَدَهُ عَلَيْهَا فَاحْمَرَّتْ ثُمَّ مَسَحَ عَلَيْهَا بِظَاهِرِ كَفِّهِ فَابْيَضَّتْ، ثُمَّ مَسَحَ عَلَيْهَا بِبَاطِنِ كَفِّهِ فَعَادَتْ سَوْدَاءَ كَمَا كَانَتْ، فَقَالَ لِي: يَا ابْنَ سَعْدٍ، هَكَذَا تَكُونُ آيَاتُ الْإِمَامِ»؛ (16) (ابراهيم بن سعد مي گويد: ديدم محمد بن علي الرضا [امام جواد] عليهما السلام در حالي که موهاي ايشان مانند [پر هاي] کلاغ بسيار سياه بود. دست خود را بر روي مو کشيدند، قرمز شد، سپس با پشت دست خود به مو کشيدند، سفيد شد و سپس با کف دست خود به مو کشيدند و مانند آنچه که بود، سياه شد. در اين هنگام به من فرمودند: اي فرزند سعد، نشانه امام چنين است [که بتواند اين چنين کند]).

جمع بندی

همراهي با اهل بيت عليهم السلام و تبعيت بي چون و چرا از آن انوار قدسي، تنها مسيري است که آدمي را به سر منزل مقصود رسانده و علاوه بر نشان دادن مسير الهي، معرفت به خداوند متعال نيز از از طريق آن بزرگواران حاصل مي شود. عبوديت در مکتب خاندان رسالت معنا پيدا کرده و خداشناسي و توحيد از چشمه سار اولياي الهي سرچشمه گرفته است؛ چنانکه جواد الائمه در حدیث نورانی بر آن تصریح می‌کند: «مَنْ كَانَ مِنْ حِزْبِنَا أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّ»؛(17) ( هرکسی در همراه اهل بيت (عليهم السلام) و در حزب آن حضرات قرار داشته باشند وارد بهشت می‌شود) بر همین اساس تبین و شناخت حضرات معصوم (علیهم الاسلام) بسیار اهمیت دارد که یکی از مهم ترین راهش دقت در کلام و احادیث نورانی امام جواد(علیه السلام) می‌باشد، که در نوشتار پیش رو به برخی از ویژیگی های آن حضرات از منظر امام جواد(علیه السلام) اشاره گردید.

پی نوشت

1. الكليني الرازي، محمد بن يعقوب بن إسحاق (المتوفى329 ق)، الأصول من الكافي، ج1، ص321، صححه وعلق عليه علي أكبر الغفاري، ناشر: دار الكتب الاسلامية ‏، تهران‏، الطبعة الثالثة، 1388هـ.

2.آل عمران، 33-34.

3. الطبري، ابي جعفر محمد بن جرير بن رستم (متوفاي قرن پنجم)،‌ دلائل الامامة، ص384، تحقيق: قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة، قم، چاپ: الأولى1413هـ.

4. الكليني الرازي، محمد بن يعقوب بن إسحاق (المتوفى329 ق)، الأصول من الكافي، ج1، ص384؛ ج1، ص494، صححه وعلق عليه علي أكبر الغفاري، ناشر: دار الكتب الاسلامية ‏، تهران‏، الطبعة الثالثة، 1388هـ.

5. الكليني الرازي، محمد بن يعقوب بن إسحاق (المتوفى329 ق)، الأصول من الكافي، ج1، ص384، صححه وعلق عليه علي أكبر الغفاري، ناشر: دار الكتب الاسلامية ‏، تهران‏، الطبعة الثالثة، 1388هـ.

6. الكليني الرازي، محمد بن يعقوب بن إسحاق (المتوفى329 ق)، الأصول من الكافي، ج1، ص441، صححه وعلق عليه علي أكبر الغفاري، ناشر: دار الكتب الاسلامية ‏، تهران‏، الطبعة الثالثة، 1388هـ.

7. الطوسي، ابوجعفر، محمد بن الحسن (المتوفى460هـ)، تهذيب الأحكام في شرح المقنعة للشيخ المفيد رضوان الله عليه، ج4، ص141، تحقيق: السيد حسن الموسوي الخرسان، ناشر: دار الكتب الإسلامية ـ طهران، چاپخانه : خورشيد، چاپ : الثالثة، سال چاپ : 1407ق.

8. ابن حمزه طوسى، محمد بن على‏ (متوفاي قرن6)، الثاقب في المناقب‏، ص522، محقق / مصحح: علوان، نبيل رضا، دار النشر: انصاريان‏، ايران؛ قم‏، الطبعة: الثالثة، 1419ق.

9. الهلالي، سليم بن قيس (متوفاى80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج2، ص716، ناشر: انتشارات هادي ـ قم‏، الطبعة الأولي، 1405هـ.

10. الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج1، ص402، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

11. الطبري، ابي جعفر محمد بن جرير بن رستم (متوفاي قرن پنجم)،‌ دلائل الامامة، ص397-398، تحقيق: قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة، قم، چاپ: الأولى1413هـ..

12. ابن طاووس الحلي، ابي القاسم علي بن موسي (المتوفي664هـ)، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج1، ص254، چاپخانه: الخيام ـ قم، چاپ: الأولى1399ق.

13. الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج1، ص407، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

14. الطبري، ابي جعفر محمد بن جرير بن رستم (متوفاي قرن پنجم)،‌ دلائل الامامة، ص400، تحقيق: قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة، قم، چاپ: الأولى1413هـ.

15. الطبري، ابي جعفر محمد بن جرير بن رستم (متوفاي قرن پنجم)،‌ دلائل الامامة، ص400-401، تحقيق: قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة، قم، چاپ: الأولى1413هـ.

16الطبري، ابي جعفر محمد بن جرير بن رستم (متوفاي قرن پنجم)،‌ دلائل الامامة، ص397، تحقيق: قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة، قم، چاپ: الأولى1413هـ.

17. الكشى، محمد بن عمر (المتوفي350 ق)، اختيار معرفة الرجال المعروف برجال الكشي، ج2، ص792، لشيخ الطائفة أبى جعفر الطوسي ( قده )، تصحيح وتعليق: المعلم الثالث ميرداماد الاستربادي، تحقيق: السيد مهدي الرجائي، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، قم، تاريخ الطبع: 4 ه‍ .